مايل الاوتاد « 1 » و زوايل « 2 » زايل كند « 3 » ، به جودت طبع ثاقب « 4 » فكّهء « 5 » فلك را درهم شكند ، و عذرا « 6 » را بطوق تطوّق « 7 » گردن آرايد ، و بر فرق فرقدان « 8 » پاى تفوّق « 9 » سايد ،
« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ »
« 10 » كوكب [ 1 ] « 11 » طالعش « انكد من تالى النّجم » « 12 » ، و اختر اقبالش نمودار
« إِدْبارَ النُّجُومِ »
« 13 » بوده ،
هامش
[ 1 ] - يو ، عت ، نو : كه كوكب .
( 1 ) - منطقة البروج را به دوازده بخش ناهموار تقسيم كنند و هر قسمى را بيتى خوانند و از اين بيوت چهار خانه را اوتاد گويند ، چنان كه خانه اول را كه بر افق شرقى است وتد غارب و خانهء دهم را كه بر نصف اعلاى دايرهء نصف النهار است وتد السماء و خانهء چهارم را كه بر نصف اسفل دائرهء نصف النهار است وتد الارض خوانند و اين چهار خانه را اوتاد اربعه نامند ، چه مدار احكام بر اينهاست و اقوى بيوتند و هريك را بيت اقبال و مبدأ كون نامند و خانهء دوم و پنجم و هشتم و يازدهم را مائل الاوتاد خوانند ، از جهت ميل هريك بوته مجاور خود و اين چهار خانه در درجهء ميانه از قوتاند و خانههاى سوم و نهم و ششم و دوازدهم را زائل الاوتاد گويند ، بسبب زوال هريك از وتد مجاور خود و اين چهار خانه اضعفبيوتاند و آنان را بيت ادبار و مبدأ زوال گويند ( از حاشيهء كنوز و ر ك التفهيم 205 - 206 ) .
( 2 ) - منطقة البروج را به دوازده بخش ناهموار تقسيم كنند و هر قسمى را بيتى خوانند و از اين بيوت چهار خانه را اوتاد گويند ، چنان كه خانه اول را كه بر افق شرقى است و تدغارب و خانهء دهم را كه بر نصف اعلاى دايرهء نصف النهار است وتد السماء و خانهء چهارم را كه بر نصف اسفل دائرهء نصف النهار است وتد الارض خوانند و اين چهار خانه را اوتاد اربعه نامند ، چه مدار احكام بر اينهاست و اقوى بيوتند و هريك را بيت اقبال و مبدأ كون نامند و خانهء دوم و پنجم و هشتم و يازدهم را مائل الاوتاد خوانند ، از جهت ميل هريك بوته مجاور خود و اين چهار خانه در درجهء ميانه از قوتاند و خانههاى سوم و نهم و ششم و دوازدهم را زائل الاوتاد گويند ، بسبب زوال هريك از وتد مجاور خود و اين چهار خانه اضعفبيوتاند و آنان را بيت ادبار و مبدأ زوال گويند ( از حاشيهء كنوز و ر ك التفهيم 205 - 206 ) .
( 3 ) - خبر مشتبهات متشابهات .
( 4 ) - روشن ، تابان ، افروخته ( لغد ) .
( 5 ) - ستارگان گردآمده سپس سماك رامح . ( ر ب ) . صورت ششم از صور شمالى . كاسهء لئيمان ( لغد ) . صورت ششم از صور شمالى است . و آن را اكليل خوانند و عامهء مردم كاسهء يتيمان نامند ( از التفهيم ص 92 )
( 6 ) - دوشيزهء بكر و عذرا نام برج سنبله است و آن را خوشه ، خوشهء سپهر ، خوشهء چرخ نيز گويند ( ر ك لغد ) .
( 7 ) - گردن بند پوشيدن . ( ر ب ) در كنوز اين كلمه فرمانبردارى معنى شده و هر چند مناسبتر است اما مأخذى براى آن ديده نشد .
( 8 ) - دو ستارهء روشنند بر سينهء دب اصغر ( التفهيم ص 100 ) .
( 9 ) - برترى .
( 10 ) - پس سوگند مىخورم بمواضع ستارگان و همانا آن سوگنديست ، اگر بدانيد ، بزرگ ( آيهء 74 - 75 سورهء واقعه ) .
( 11 ) - ستاره .
( 12 ) - منحوستر از دبران ، مثلى است رك ( مجمع الامثال ) .
و دبران منزل چهارمست از منازل قمر ( التفهيم ص 108 ) و تالى النجم را تابع النجم نيز خوانند .
( 13 ) - پشت كردن ستارگان و مأخوذ است از قسمت اخير آيهء 49 سورهء الطور و مقصود از ادبار النجوم در عبارت ، بداخترى و بىستارگى است .