آرايش ، تماثيل « 1 » ممثّلات « 2 » افلاك را مبرهن « 3 » سازد و ذهن هندسه گشايش مشتبهات « 4 » متشابهات « 5 » را ، از تداوير « 6 » و حوامل [ 1 ] « 7 » و جوزهر « 8 » و
هامش
[ 1 ] - جواهل .
( 1 ) - ج تمثال ، صورت ، پيكر .
( 2 ) - در التفهيم آرد : سطح منطقة البروج همه گويهاى ستارگان سياره را همىبرد و بهر كرهاى دايرهاى كند موازى مر منطقه را ، و آن دايره ، فلك ممثل آن ستاره است . و ممثل از آن جهت نام كردند كه او را موازيست و در سطح اوست و مركز هر دو يكى است ، پس بر مثال اوست . . . ( التفهيم ص 116 ) .
( 3 ) - امف ، مستدل ، با دليل ، اثبات .
( 4 ) - ج مشتبهة ، ماننده .
( 5 ) - ج متشابه ، همانند ، مانند ، مانند هم .
( 6 ) - ج تدوير بيرونى نويسد : فلك تدوير فلكى است خرد و گرد بر گرد زمين نيست همچون فلك اوج ، و لكن زمين از ميان او بيرون و ستاره بر محيط او حركت كند كه او راست خاصه . ( التفهيم ص 122 )
( 7 ) - ج حامل ، فلك حامل فلكى است همچون فلك اوج ، مركز او بيرون از مركز عالم ، و سطح او بسطح فلك مايل است . و فلك التدوير را همىبرد ، چنانك مركز فلك التدوير بر محيط او سوى توالى البروج همىرود . ( التفهيم ص 122 - 123 ) .
( 8 ) - معرب گوزهر . فلك اول قمر كه به منزلهء ممثل او مىباشد و هريك از عقده رأس و ذنب را نيز گويند كه محل تقاطع فلك حامل و مائل قمر است . ( نف ) و رجوع شود به التفهيم ص 122 ) .