را كوكب فرد الانفراد « 1 » ، و در [ 1 ] موشكافى صناع [ 2 ] ثلّة « 2 » و در اخترشناسى هرمس « 3 » ثلّه « 4 » بوده ، علم حكماى فلاسفه را سفه « 5 » شمارد و « بطلميوس » [ 3 ] « 6 » را رقم بطلان بر صفحهء تقويم « 7 » شهرت زند و گوشيار « 8 » را چون گوش يار گوشوار در گوش كشد و فاخر « 9 » به شاگرديش شاكر « 10 » و شاهى « 11 » به چاكريش فاخر « 12 » باشد و راى مجسطى « 13 »
هامش
[ 1 ] - ط ، دواج .
[ 2 ] - عت ، در .
[ 3 ] - ط ، ضياع .
[ 4 ] - نو ، ط ، بطليموس .
( 1 ) - كوكب فرد الانفراد ، سيارهاى كه در خانهء زايچه تنها باشد . ( كنوز ) .
( 2 ) - حاذق ، ماهر و در مثل آرند لا تعدم صناع ثلة ( تج ) .
( 3 ) - بعضى او را پيغمبر و بعضى رب النوع ( عطارد ) دانستهاند و بعضى سه هرمس قائل شدهاند و گروهى گويند ادريس پيغمبر است و صحيح آنست كه اين كلمه يونانى و معرب ارميس است و ارميس عطارد بود ( تعليقات برهان ) .
( 4 ) - گروه مردم . ( ر ب ) .
( 5 ) - بىخردى . ( ر ب ) . نادانى .
( 6 ) -eemelotp eduaicاز فلاسفهء نوافلاطونى حوزهء علميهء اسكندريه و صاحب كتاب المجسطى كه نظريهء او در هيئت مبنى بر مركزيت زمين و حركات افلاك تا قرن شانزدهم ميلادى قاطع بود . وى در حدود 168 ب م بسن 78 سالگى درگذشت ( سير حكمت ص 47 . تاريخ علوم ص 117 ) .
( 7 ) - راست كردن ، و در اصطلاح منجمان تقويم كوكب بعد موضع او باشد از اول حمل بر توالى ( كنوز ) .
حساب يكسالهء منجمان كه بر اوراقى نويسند و معروفست .
( 8 ) - گوشيار جيلى ، كيا ابو الحسن گوشيار بن لبان با شهرى از مردم گيلان و از مشاهير منجمان و فلكيان ، صاحب مجمل الاصول و در نيمهء دوم قرن چهارم مىزيسته است .
( ترجمهء مبسوطى از او در تعليقات چهار مقاله بكوشش آقاى دكتر محمد معين ( صفحات 261 - 271 ) آمده است .
( 9 ) - بسياق سخن ظاهرا بايد دانشمندى در علم نجوم و فلك باشد ، ليكن با تتبع بسيار چنين كسى را نيافتم .
( 10 ) - سپاسگزار .
( 11 ) - نظامى عروضى در مقدمهء مقالهء سوم ( علم نجوم ) از شرايط منجم مطالعهء چند كتاب را لازم دانسته است از جمله جامع شاهى ( چهار مقاله مصحح آقاى دكتر معين طبع دانشگاه ص 113 ) . مؤلف الذريعة ذيل ( الجامع الشاهى ) اين كتاب را تأليف احمد بن محمد بن عبد الجليل سنجرى دانسته و گويد فصلى از اين كتاب را كه در 12 باب بعدد بروج و در علم نجوم است در تهران ديدم . . .
( الذريعة ج 5 ص 59 ) در تعليقات چهار مقاله در اين مورد توضيحى داده نشده است ، ليكن آقاى دكتر صفا در ( تاريخ ادبيات در ايران ) آرد : ابو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل سجزى منجم و رياضىدان بزرگ ( م - 414 ) با ابو جعفر احمد بن محمد صفارى و عضدالدولهء ديلمى معاصر بوده است . . . از جملهء آثار او . . . الجامع الشاهى ( است ) كه آن را بنام عضدالدولهء ديلمى نوشت ( ج 1 ص 338 طبع دوم ) طبق اين مدارك شاهى وصف كتاب است نه نام شخصى و ظاهرا مؤلف هنگام مطالعهء چهار مقاله بقياس مجمل الاصول گوشيار شاهى را نيز مؤلف جامع دانسته است .
( 12 ) - نازنده ، فخركننده .
( 13 ) - نام اين كتاب در اصل ( بمعنى ترتيب عظيم ) است . مترجمان و نويسندگان عرب آن را با حرف تعريف ( المجسطى ) ناميدهاند سپس اين كلمه معرب به زبانهاى اروپائى رفته و در فرانسوىALmagesteشده .
اين رساله در علم نجوم و تصنيف بطلميوس است ( حواشى برهان مصحح آقاى دكتر معين ) .