تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
عاقبت بقرانيطس « 1 » سيه‌روزى و اقسام اسقام « 2 » هورات [ 1 ] « 3 » گرفتار آمده ، بهر طرف كه [ 2 ] درمان « 4 » نمايد درم « 5 » و درمان نيابد . و متطبّبى « 6 » كه مانند غضروف لا اسم له « 7 » گمنام ، و عرق « 8 » عرقوبش « 9 » عرقوب يمامهء « 10 » ايّام و حشايش « 11 » خسايس « 12 » اخلاق و اصل السّوسش [ 3 ] « 13 » تمام نمّام « 14 » بوده ، عيبهء « 15 » پرعيب
هامش
[ 1 ] - ط ، يو ، هوارات . [ 2 ] - يو ، ندارد . [ 3 ] - ط ، اليماقه . [ 4 ] - نو ، ط ، السوس . ( 1 ) - ورم و آماس حجاب و ورم دماغ . ( برهان ) . ( 2 ) - ج سقم ، بيمارى . ( 3 ) - ج هوارة بفتح اول و چهارم ، نيستى و هلاكى . ( ر ب ) . ( 4 ) - مص ، گام نزديك برداشتن در شتاب روى . ( ر ب ) . آهسته و نرم رفتن . ( ر ب ) . ( 5 ) - معروف . ( 6 ) - نوآموز در پزشكى . آنكه نيك پزشكى نداند ( المنجد ) . ( 7 ) - غضروف دوم از سه غضروف حنجره و آن به گردن بازنهاده است برابر درقى و به گردن بازپيوسته است و اين را نام نيست و او را بتازى « لا اسم له » گويند و بوقت فراز آمدن حنجره سر بسوى زبان دارد . ( ذخيرهء خوارزمشاهى بنقل لغد ) . ( 8 ) - رگ . ( ر ب ) . ( 9 ) - مركب از عرقوب ، پى سطبر پاشنهء مردم + ش متصل سوم شخص مفرد مضاف اليه . ( 10 ) - ميدانى در مجمع الامثال ، ذيل عنوان مواعيد عرقوب آرد : مردى از عماليق است ، برادر وى حاجت به دو برد عرقوب گفت چون اين خرما بن شكوفه آرد تراست . چون شكوفه برآورد برادر نزد وى شد و وفاى بعهد را طلبيد عرقوب گفت باش تا غوره گردد و چون غوره شد گفت بگذار تا زرد و سرخ شود و چون زرد و سرخ شد گفت مهلتى ده تا رطب گردد و چون رطب گشت گفت مهلت بايست تا تمر شود و چون تمر گرديد عرقوب شبانه برفت و آن را ببريد و برادر را چيزى نداد ، لاجرم بخلف وعد مثل شد . اشجعى گويد :و عدت و كان الخلف منك سجية * مواعيد عرقوب اخاه بيترب .و يترب موضعى است نزديك يمامه . ( 11 ) - ج حشيش ، گياه خشك . ( ر ب ) . ( 12 ) - ج خسيسه ، پست ( المنجد ) . ( 13 ) - بيخ سوس ، بيخ درختى است و شيرين است ليكن شاخ آن تلخ بود چين ( ر ب ) . وسوس طبيعت است ( ر ب ) . بنابراين معنى ديگر اصل السوس بنياد است . ( 14 ) - سخن چين ( ر ب ) و گياهى است خوشبوى مدر و مخرج جنين و كرم ( ر ب ) . ( 15 ) - كيسه از چرم و مانند آن . جامه دان ( ر ب ) .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 96 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى