تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
از تأثير تدبيرش ترياقيّت « 1 » بيش « 2 » ، بيش از جدوار « 3 » و در مهار [ 1 ] « 4 » مهارتش اشترغاز « 5 » با اروانهء « 6 » برّى « 7 » هم‌قطار ، ريحان الجمال « 8 » رخ [ 2 ] بستان‌افروزش « 9 » سنابخش « 10 » ماه پروين [ 3 ] « 11 » ، و از نطق شيرين بيانش « 12 » ، شك [ 4 ] « 13 » و شرنگ « 14 » بىشك « 15 » شريك انگبين ، مشام حكماى يونان و افرنج « 16 » مشك‌اندود فرنجمشك « 17 » كمالش ، و گل سرسبد « 18 » مخارف « 19 » دانشورى خرفهء « 20 » بوستان افضالش ،
هامش
[ 1 ] - ط ، مهار . [ 2 ] - يو ، رج . [ 3 ] - ط ، ماه و پروين . عت ماه و ماه پروين . [ 4 ] - ط ، شبك . ( 1 ) - ترياق داشتن ، پادزهرى . پادزهر بودن . ( 2 ) - نام بيخى است مهلك و كشنده . شبيه به ماه پروين . گويند هر دو از يك جا رويند . ( برهان ) . ( ر ك حاشيهء برهان و رك تحفه ) . ( 3 ) - معرب زدوار است كه ماه پروين باشد . گويند خوردن آن دفع زهر مار و عقرب كند . ( برهان ) . ( 4 ) - بسندى نام سناى مكى است ( تحفه ) و در فارسى معروف است . ( 5 ) - بيخ درخت انجدان و صمغ آن را انغوزه نامند . ( برهان ) . معرب اشترخار بيخ او شبيه بيخ انجدان ، بدبو و بدطعم و با تلخى ( از تحفه ) . ( 6 ) - خيرى صحرائى ، چون قدرى از آن بخور كنند ، هر بوى بدى و گنده‌اى كه در جائى باشد بر طرف گردد . و نوعى شتر . ( از برهان ) . ( 7 ) - صحرائى ، بيابانى ، تناسب اين لفظ با هم‌قطار و معنى ديگر اروانه نيك پيدا و لطيف است . ( 8 ) - سليخه ، پوست درختى است داروئى و بهترين آن سرخ رنگ و سطبر بود و مانند دارچينى درهم پيچيده است و گرم و خشك است در سوم . ( از برهان . رك تحفه ) . ( 9 ) - تاج خروس ، گل حلوا ( تحفه ) اسپرغم ، ضيمران . ( برهان ) . ( 10 ) - روشنى و نام داروى معروف . ( 11 ) - ما پروين . جدوار . ژدوار . ( تحفه . حاشيهء برهان ) . ( 12 ) - ريشهء دوائى كه بتازى اصل السوس گويند . ( نف ) . ( 13 ) - سم الفار ، مرگ موش ، ارسنيك . ( تحفه . نف ) . ( 14 ) - حنظل ( تحفه ) . زهر ( نف ) . ( 15 ) - بىگمان ، بدون ترديد . ( 16 ) - فرنگ . ( 17 ) - و بفتح چهارم نيز بالنگوى صحرائى ( برهان و حاشيهء آن . قرنفل صحرائى ( تحفه ) از تيرهء نعنائيان كه برگهاى ناهموار و دندانه‌اى دارد و گلهاى آن سفيد مايل به زرديست و گلها و برگها و دانه‌هاى آن مستعمل است ( حاشيهء برهان ذيل همين كلمه بنقل از گياه‌شناسى گل گلاب ) . ( 18 ) - گل زيباتر و پرغنچه‌تر كه بر سر سبد گل نهند . ( 19 ) - ج مخرفه بكسر اول و فتح سوم ، زنبيل خرد . ( ر ب ) . ( 20 ) - به عربى بقلة الحمقاء ، گياهى است معروف .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 93 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى