از تأثير تدبيرش ترياقيّت « 1 » بيش « 2 » ، بيش از جدوار « 3 » و در مهار [ 1 ] « 4 » مهارتش اشترغاز « 5 » با اروانهء « 6 » برّى « 7 » همقطار ، ريحان الجمال « 8 » رخ [ 2 ] بستانافروزش « 9 » سنابخش « 10 » ماه پروين [ 3 ] « 11 » ، و از نطق شيرين بيانش « 12 » ، شك [ 4 ] « 13 » و شرنگ « 14 » بىشك « 15 » شريك انگبين ، مشام حكماى يونان و افرنج « 16 » مشكاندود فرنجمشك « 17 » كمالش ، و گل سرسبد « 18 » مخارف « 19 » دانشورى خرفهء « 20 » بوستان افضالش ،
هامش
[ 1 ] - ط ، مهار .
[ 2 ] - يو ، رج .
[ 3 ] - ط ، ماه و پروين . عت ماه و ماه پروين .
[ 4 ] - ط ، شبك .
( 1 ) - ترياق داشتن ، پادزهرى . پادزهر بودن .
( 2 ) - نام بيخى است مهلك و كشنده .
شبيه به ماه پروين . گويند هر دو از يك جا رويند . ( برهان ) . ( ر ك حاشيهء برهان و رك تحفه ) .
( 3 ) - معرب زدوار است كه ماه پروين باشد . گويند خوردن آن دفع زهر مار و عقرب كند . ( برهان ) .
( 4 ) - بسندى نام سناى مكى است ( تحفه ) و در فارسى معروف است .
( 5 ) - بيخ درخت انجدان و صمغ آن را انغوزه نامند . ( برهان ) . معرب اشترخار بيخ او شبيه بيخ انجدان ، بدبو و بدطعم و با تلخى ( از تحفه ) .
( 6 ) - خيرى صحرائى ، چون قدرى از آن بخور كنند ، هر بوى بدى و گندهاى كه در جائى باشد بر طرف گردد . و نوعى شتر . ( از برهان ) .
( 7 ) - صحرائى ، بيابانى ، تناسب اين لفظ با همقطار و معنى ديگر اروانه نيك پيدا و لطيف است .
( 8 ) - سليخه ، پوست درختى است داروئى و بهترين آن سرخ رنگ و سطبر بود و مانند دارچينى درهم پيچيده است و گرم و خشك است در سوم . ( از برهان . رك تحفه ) .
( 9 ) - تاج خروس ، گل حلوا ( تحفه ) اسپرغم ، ضيمران .
( برهان ) .
( 10 ) - روشنى و نام داروى معروف .
( 11 ) - ما پروين . جدوار .
ژدوار . ( تحفه . حاشيهء برهان ) .
( 12 ) - ريشهء دوائى كه بتازى اصل السوس گويند . ( نف ) .
( 13 ) - سم الفار ، مرگ موش ، ارسنيك . ( تحفه . نف ) .
( 14 ) - حنظل ( تحفه ) . زهر ( نف ) .
( 15 ) - بىگمان ، بدون ترديد .
( 16 ) - فرنگ .
( 17 ) - و بفتح چهارم نيز بالنگوى صحرائى ( برهان و حاشيهء آن . قرنفل صحرائى ( تحفه ) از تيرهء نعنائيان كه برگهاى ناهموار و دندانهاى دارد و گلهاى آن سفيد مايل به زرديست و گلها و برگها و دانههاى آن مستعمل است ( حاشيهء برهان ذيل همين كلمه بنقل از گياهشناسى گل گلاب ) .
( 18 ) - گل زيباتر و پرغنچهتر كه بر سر سبد گل نهند .
( 19 ) - ج مخرفه بكسر اول و فتح سوم ، زنبيل خرد . ( ر ب ) .
( 20 ) - به عربى بقلة الحمقاء ، گياهى است معروف .