نتوان گفت . در معرفت بحور « 1 » ، اوزان « 2 » ثقيل « 3 » از خفيف « 4 » ؛ و اركان « 5 » سالمه « 6 » از ازاحيف [ 1 ] « 7 » در نيابد ، و از فرط « 8 » تعمّق « 9 » و تمعّق « 10 » اگر الحاق « 11 »
هامش
[ 1 ] - عت ، اراجيف .
( 1 ) - ج بحر ، در اينجا مقصود وزن شعر است و بمناسبت آنكه هر بحرى را زحافهاست ، آن را به بحر ( دريا ) تشبيه كردهاند . ( المعجم . غياث . آنندراج ) .
( 2 ) - ج وزن و آن آهنگى است كه از تركيب اركان و اسباب عروض حاصل آيد .
( 3 ) - سنگين و در اصطلاح علم عروض نوعى سبب است مركب از دو متحرك چون همه ( المعجم ص 30 )
( 4 ) - سبك ، و سببى است مركب از متحرك و ساكنى چون ( نم ) ( المعجم ص 29 ) .
( 5 ) - ج ركن پايه ، و ركن در اصطلاح عروض سبب و وتد و فاصله را گويند . ( المعجم ص 29 ) .
( 6 ) - اركان سالم ركنهائى است كه در آن تغييرى راه نيافته باشد مقابل مزاحف .
( 7 ) - اركان مزاحف آن ركنهاست كه در آن زحاف بود و زحاف اسكان متحركى است يا نقصان حرف يا دو حرف يا سه حرف . ( المعجم ص 40 )
( 8 ) - زيادتى ، غلبه ( غياث ) .
( 9 ) - دور انديشيدن در سخن ( ر ب ) .
( 10 ) - دورتك گرديدن ( ر ب ) .
( 11 ) - رسانيدن ، در چسبانيدن . ( ر ب ) .آنان كه زن خويش نمايند مبدل * جمعند كه ( ظ . به ) بيت اللطف انجمن توشفائى .ديروز آنكه مريد شيخ دين بود * امروز كله شمار بيت اللطف است .آقا رهى شاپور .
( انتهى ) . ليكن مؤلف بهار عجم آن را بيت النطاف بكسر نون و بيت النطف بضم نون و فتح طا و به همين معنى ضبط كرده است و نويسد : و از بعضى بمعنى نجاست خانه مسموعست و اين اگر باثبات رسد مجاز خواهد بود و اين بيت را از شفائى شاهد آورده است :باباى تو جاروبكش بيت نطف بود * اجداد تو گشتند بتدريج بزرگان .( انتهى ) . چنان كه مىبينيم كلمه ، در ابيات بالا در معنى نخست و در بيت اخير در معنى دوم ظهور دارد هر چند در بيت اخير نيز مىتوان آن را بمعنى نخست گرفت . و رك تعليقات .