و در شيوهء طرد « 1 » و ركب « 2 » ابا فارس « 3 » را از فرس فراست « 4 » دراندازد .
« لبيد » « 5 » بلاد بلادت « 6 » پويد . « ميكال [ 1 ] » « 7 » كليل « 8 » گردد . سخنپردازى « ابن حسام » « 9 » انحسام « 10 » گيرد ، وصيت « 11 » شهرت « راعى » « 12 » و « ذو الرّمة » « 13 » صوت [ 2 ] راعى « 14 » رمه شود . لطايف كلام « مبذول » « 15 » مبتذل [ 3 ] برآيد « بحترى [ 4 ] » « 16 » از تحيّر به چيزى از بيشوكم لب نتواند گشود ، و « تبريزى » « 17 » شاعر در مقام تبريز « 18 » هنر تربيز « 19 »
هامش
[ 1 ] - ط ، وميكال ، عت هيكل .
[ 2 ] - يو ، صورت .
[ 3 ] - ط ، به تبذل .
[ 4 ] - عت ، بخترى ، نو ، ط ، تجرى .
( 1 ) - ظاهرا از دو كلمهء نخست معنى لغوى مقصود است يعنى شكار و سواركارى و اين ظن را كلمهء ابا فارس تأييد مىكند چه در ادباء مشهور كسى بدين كنيت نيست و مقصود از ابا فارس شايد سواركار و سوار ماهر است .
( 2 ) - ظاهرا از دو كلمهء نخست معنى لغوى مقصود است يعنى شكار و سواركارى و اين ظن را كلمهء ابا فارس تأييد مىكند چه در ادباء مشهور كسى بدين كنيت نيست و مقصود از ابا فارس شايد سواركار و سوار ماهر است .
( 3 ) - ظاهرا از دو كلمهء نخست معنى لغوى مقصود است يعنى شكار و سواركارى و اين ظن را كلمهء ابا فارس تأييد مىكند چه در ادباء مشهور كسى بدين كنيت نيست و مقصود از ابا فارس شايد سواركار و سوار ماهر است .
( 4 ) - زيركى .
( 5 ) - ابن ربيعة بن مالك بن جعفر عامرى از شعراى مخضرمين است . در اوائل خلافت معاويه درگذشت ( معط 1587 ) .
( 6 ) - كند خاطر بودن ( ر ب ) .
( 7 ) - شايد منظور محمد بن اسماعيل بن عبد اللّه بن محمد بن ميكال معروف به ميكالى ( م - 388 ه . ق ) است كه ترجمهء احوال او در معجم الادباء ( ج 18 ص 29 ) آمده و يا عبد الرحمن ابن احمد ميكالى ( م - 436 ه . ق ) است كه در كشف الظنون ذيل كتاب او مخزن البلاغه از وى نام برده است . و نيز رجوع شود به ريحانة الادب ( ج 4 ص 134 ) .
( 8 ) - كند ( ر ب ) .
( 9 ) - كنيت دو تن از شعراى ايران : شمس الدين محمد قهستانى ( م - 982 ه . ق ) و جمال الدين بن حسام خوافى سرخسى ( م - 737 ه . ق ) است ( ر ك لغد ) .
( 10 ) - بريده گشتن ( ر ب ) .
( 11 ) - آوازه ( ر ب ) .
( 12 ) - عبيد بن حصين نميرى از فحول شعرا و مقدمين آنان است و در عصر امويان مىزيست به سال ( 90 ه . ق ) درگذشت ( جرجز ج 1 ص 296 ) .
( 13 ) - غيلان بن عقبة بن مسعود مكنى بابى الحارث ( 77 - 117 ه . ق ) . او را ديوانى است مطبوع ( معط 913 ) .
( 14 ) - شبان .
( 15 ) - شاعريست ( تج . رب ) . گويا مقصود ابو غنيش است كه شاعرى از بنى مبذول بوده است و در قاموس و لغد نام وى آمده است و مخصوصا اين حدس از آنجا تأييد مىشود كه مؤلف در تحرير اين كتاب بقاموس اعتنائى خاص داشته است .
( 16 ) - ( ر ك ح 2 ص 66 ) .
( 17 ) - گويا مقصود مير حسين تبريزى شاعر معروف عهد شاه عباس است كه سهوى تخلص مىكرد و به سال ( 1003 ه . ق ) درگذشت ( ريحانه ج 1 ص 202 ) .
( 18 ) - افزون شدن بر اقران ( ر ب ) .
( 19 ) - پر كردن ( ر ب ) .