تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
سرزنش و سياه‌روئى « 1 » حاصلم چه بوده [ 1 ] ؟ اگر من بعد ، حرف ترا بر زبان رانم و بهمدستى تو پا بر جادّهء مسطر [ 2 ] « 2 » گذارم ، تيغ بر فرقم آهيخته باد ، و بند از بندم گسيخته [ 3 ]
« فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا »
« 3 » . چون خامهء نال « 4 » نال « 5 » پيكر ، چون [ 4 ] نال « 6 » ضعيف نال « 7 » ، اين حكايت با نكايت « 8 » و اين قصهء پرشكايت برخواند ، بادوات گفتم : اى آنكه از ليقهء « 9 » لياقت و لياق « 10 » لياقت [ 5 ] « 11 » بر گيسوان شواهد شهد كلام سخن ، و نواهد « 12 » ناهيد نهاد عبارت ، عبير و عنبر آميخته ، و در مشكوى « 13 » مشكبوى اوراق خطائى « 14 » ، طرف رخسار فرنگىنژاد [ 6 ] بيانرا ، زلف زنگى « 15 » آويخته‌اى [ 7 ] ! اگر خامهء خام ،
هامش
[ 1 ] - عت ، چه بود . [ 2 ] - عت ، سطر . [ 3 ] - ط ، گسيخته شود . [ 4 ] - يو ، عت . چون ضعيف نال . [ 5 ] - يو ، لواقت ، ط ، نو ، لياقت و متن بر اساس عت ، است . [ 6 ] - يو ، عت ، نژادان . [ 7 ] - يو ، عت ، نو ، آويخته . ( 1 ) - آلودگى بمركب . ( 2 ) - جادهء مسطر اثر خطى است كه به‌وسيله مسطر بر روى كاغذ بجا مىماند و مسطر صفحه‌ايست كه بر روى آن بندهائى از ريسمان باريك سخت تافته مانند خطهاى راست دوخته‌اند و به كمك آن كاغذ نوشتن را خط مىكشند ( ر ك نف ) . ( 3 ) - پس امروز هرگز با آدميى سخن نگويم ( از آيهء 27 سورهء مريم ) . ( 4 ) - شارحان اين كلمه را اسم فاعل از مصدر عربى نول بمعنى بخشنده گرفته‌اند . ولى ممكن است آن را فارسى و بمعنى نى دانست . ( 5 ) - رشته‌هاى باريكى كه در ميان قلم است ( برهان ) و در اين صورت اضافهء تشبيهى است . ( 6 ) - مرغكى است كوچك و بسيار خوش آواز ( برهان ) . ( 7 ) - ناله ( برهان ) . ( 8 ) - جراحت ( نف ) . ( 9 ) - آنچه در دوات نهند از لاس و موى و جز آن ( ر ب ) . ( 10 ) - آب دوات ( مهذب الاسماء بنقل لغد ) . ( 11 ) - زيبائى در شمايل ( لغد ) . ( 12 ) - ج ناهد و ناهدة ، زن برآمده پستان ( ر ب ) . ( 13 ) - حرم‌سراى پادشاهان . كوشك ، بالاخانه ( برهان ) . ( 14 ) - كاغذهائى كه بنام كاغذ چينى معروف بود . ( 15 ) - شارحان اين كلمه را ، زلف مصنوعى معنى كرده‌اند ، ليكن بر اساسى نيست و معنى آن زلف سياه است .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 58 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى