جمال وسيم « 1 » سيمتنان بيان « 2 » تنّان « 3 » بتان آزرى [ 1 ] « 4 » را « بلا تعلّل » « 5 » تغلّل « 6 » نمودهام [ 2 ] . و بر بياض « 7 » كافورگون ، مشك سود « 8 » سوده [ 3 ] . مانند زبانآوران « ذوى شقشقه » « 9 » شقّ شقّه « 10 » لواى والاى شقوق سخن ، و كشف پرچم والاى « 11 » صنوف بيان كردهام . و به بالگشائى تذروان پرخطوخال حسن تلفيق و تلفيف [ 4 ] « 12 » ، چتر [ 5 ] طاوسى « كرفرفة « 13 » الرّفراف « 14 » فى الرّفرف « 15 » الرّفيف » « 16 » بر سر خيل معانى گسترده . از نوشتن « 17 » راه رضايت سرباز نزده ، سر زده بهر جا شتافتهام ، و بخاطر جوئيت روز و شب با سفيد و سياه « 18 » از در آميزش در آمده [ 6 ] ، رو برنتافتهام [ 7 ] . جز
هامش
[ 1 ] - يو ، سيم ن تنان بيا بتان آرزوى . عت ، سيمتنان بتان آذرى .
[ 2 ] - عت ، نمودم .
[ 3 ] - يو ، سوده سوده مانند .
[ 4 ] - يو ، نو تلقيق ، ط ، تلقيق .
[ 5 ] - ط ، چتر تلقيق طاوسى .
[ 6 ] - يو ، ندارد .
[ 7 ] - يو ، نو برنتافته ، عت برتافته .
( 1 ) - زيبا ( ر ب ) .
( 2 ) - مقصود عبارتها و كلماتست .
( 3 ) - تن بكسر اول و تشديد نون همزاد . هما تنان يعنى آن دو همتا يا همزادند ( ر ك رب ) .
( 4 ) - منسوب به آزر عم حضرت ابراهيم كه بتتراشى مىكرد .
( 5 ) - بدون درنگ .
( 6 ) - غاليه كردن ، خوشبو كردن ( ر ب ) .
( 7 ) - مقصود كاغذ است .
( 8 ) - سياه يا سوده و مقصود از مشك سود مركب است .
( 9 ) - ذو شقشقه خطيب است ( ر ب ) و در اين جمله اشارت است به خطبهء معروف شقشقيه .
( 10 ) - پارچه كه بر سر علم بندند ( ناظم الاطباء )
( 11 ) - ممكن است بمعنى رائج آن كه رفيع و بلندقدر است معنى شود و شايد مقصود معنى ديگر اين كلمه يعنى پارچهء ابريشمى ( برهان ) يا حرير نازك بسيار لطيف ( فرهنگ البسهء نظام قارى ) باشد .
( 12 ) - اين كلمه در يو و نو و حاشيهء ط ، تلقيف آمده و سخن در زبان كسى انداختن معنى شده و در عت ، تلفيف آمده است ، هم بدين معنى . گويا صحيح آن طبق نسخه عت ، تلفيف است ليكن بمعنى از جاى جاى فراهم آوردن چيزى رك ( ر ب ) . ( مناسب تلفيق ) .
( 13 ) - بال گستردن ( ر ب ) .
( 14 ) - شتر مرغ نر ، حاطف ظلة ( ر ب ) .
( 15 ) - درخت تازهء فروهشته شاخ ، مرغزار ( رب . نف ) .
( 16 ) - درخت ترجنبان ( ر ب ) . دو كلمه اخير را شارحان به ترتيب مرغزار و درخشان معنى كردهاند ، و هر چند معنى مصدرى رفيف درخشيدنست ، ليكن با مقام مناسبتى ندارد از طرفى بال گستردن شتر مرغ بر درخت تازهء فروهشته شاخ خالى از غرابت نيست !
( 17 ) - پيمودن ، طى كردن .
( 18 ) - كاغذ و مركب .