تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
در طريق محبتم سر باخته‌اى ، و بتيغ دوستى خود را سينه‌چاك راه وفا ساخته ، به دستگيريم خطاب
« هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها »
« 1 » از ترجمان ضميرم يافته ، و در انجاح « 2 » مطالبم به اشارهء سرانگشتى ، سر ، قدم ساخته شتافته‌اى ! . هنگام تسويد « 3 » ، اسود « 4 » آسا از سخنان تلخ ، بر اعدا ، زعاق [ 1 ] « 5 » جانگزا پيموده و زمان هيجاء [ 2 ] « 6 » هجا « 7 » ، بسان نيزهء خطّى « 8 » از طعنات « 9 » سلكى « 10 » و مخلوجة « 11 » ، بر حريف [ 3 ] طعنه [ 4 ] زن « 12 » در كارزار سخن ، كار ، زار نموده‌اى ، دمى تيزمغزى از سر بدر كن ! و به كامم گامى بردار ! و شطرى از سطر نيازم رقم زن ! و شمّه‌اى از راز درونم بنگار ! از اين تمنا گلبن قلم را شكوفه‌هاى شگفت ، شكفت ، و در خط شده « 13 » از صرير « 14 » ، زفير [ 5 ] « 15 »
« وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي »
« 16 » بركشيده گفت [ 6 ] : كه
« إِنَّا لَنَراكَ فِي سَفاهَةٍ »
« 17 » . مدتى است كه مشّاطهء « 18 » شاطّهء « 19 » خاطر زادگان « 20 »
هامش
[ 1 ] - يو ، جانكزا زعاق . [ 2 ] - ط ، به زمان هيجا . [ 3 ] - نو ، خريف [ 4 ] - جز ط ، همهء نسخ طعنه . [ 5 ] - ط ، زفير صرير . [ 6 ] - ط ، گفت ندارد . ( 1 ) - اين عصاى من است بدان تكيه مىكنم ( از آيهء 19 سورهء طه ) . ( 2 ) - برآمدن حاجت ( ر ب ) . ( 3 ) - سياه كردن ، نوشتن . ( 4 ) - مار بزرگ سياه ( ر ب ) . ( 5 ) - آب تلخ سطبر كه خوردن نتوانند ( ر ب ) . ( 6 ) - جنگ ، با مد و بدون مد هر دو آيد ( ر ب ) . ( 7 ) - نكوهيدن ( ر ب ) . ( 8 ) - بستنگاه كشتى است ببحرين كه رماح خطيه بدان منسوبست بدان جهت كه در آنجا آن را مىفروشند نه آنكه منبت نيزه‌هاست ( ر ب ) . ( 9 ) - ج طعنة واحد طعن ، زدن به نيزه . ( 10 ) - نيزهء راست ( ر ب ) . طعنه سلكى ، نيزه زنى راست ( لغت‌نامه از مهذب الاسماء ) . ( 11 ) - نيزه زنى چپ و راست ( ر ب ) . ( 12 ) - بدگو ، سرزنش كن ( لغت‌نامه ) . ( 13 ) - در خط شدن ، آزرده شدن ( بهار عجم بنقل كنوز ) . ( 14 ) - بانگ . ( 15 ) - اول آواز خر مقابل شهيق كه آخر آنست ( ر ب ) به گلو فرورفتن آواز از سختى ( نف ) . ( 16 ) - و تنگ است دل من و گشاده نيست زبان من ( از آيهء 12 سورهء الشعراء ) . ( 17 ) - همانا ما مىبينيم ترا در بىخردى ( از آيهء 64 سورهء اعراف ) . ( 18 ) - آرايشگر . ( 19 ) - جارية شاطه ، دختر راست قامت ( ر ب ) . ( 20 ) - ج خاطرزاده ، اضافهء مقلوب ، زادهء خاطر .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 55 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى