بارض اقدس رفته با ملك محمود الفت و سازش نمودند ، و از اكراد درهجز و ابيورد جمعى با كراد خبوشان پيوسته ، و گروهى با تركمانيه عقد مؤالفت بستند .
هريك به قدر امكان رنگها ريخته ، و شعبذهها برانگيخته ، و با دشمنان آميخته با آن حضرت درآويختند . سواى سيصد چهارصد خانوار ايل جلاير 260 ، كه با طهماسب قلى بيك وكيل و محمد على بيك و ترخان « 1 » و باقى رؤساى خود ، قصورى در اعتقاد و فتورى در اخلاص قوى بنياد راه نداده و در شدت و رخا ملتزم ركاب فيروزى انتساب ، و در سختى و سستى سايهآسا ، دنبالهرو چتر خورشيد قباب 262 بودند . آن حضرت با قلت اعوان 261 و كثرت خصمان ، دامن همت برميان زده ، باتفاق هوى خواهان ، گزين خوابگاه را خانهء زين ساخته ، رايت عزم افراشته ، و با هر فرقه بناى گيرودار گذاشت .
در بيان توجهء موكب فيروزى كوكب مقدس بجانب ارض اقدس :
اين معنى مانند بدر 263 انور روشن و مبرهن است كه جلوهء جنود كواكب و انجم تا ظهور كوكبهء آفتاب ، و بلندپروازى خفاش « 2 » طبعان تا طلوع طليعهء نير 264 جهانتاب است . بنهجى كه در مقدمهء كتاب سمت گزارش يافت .
بعد از آنكه ملك محمود در ارض اقدس آغاز خودسرى كرد ، رؤساى ايلات خراسان از راه ضعف نفس ، و قوت و هم بطوق خدمت او گردن نهادند ، و در اطاعت برويش گشادند . از آن جمله قليچ خان نام پاپالو و امام قلى ايرلوى افشار بودند ، كه از دولت نادره روى برتافته نزد ملك محمود شتافتند ، صدور اين حركت از افشاريه بر طبع غيور خديو كامگار ناملايم افتاده ، بچارهجويى كار ايشان پيك خيال را بهر طرف روانه ، و در تدبير اين امر طالب بهانه شدند تا آنكه ملك وسائل انگيخته ، چون در ملك خراسان هميشه از جانب آن حضرت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « عمر خان » .
( 2 ) - در نسخهء « و » : « شبپرهطبعان » .