تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
پرداختند * ، و بعزم مدافعه پيش آمدند . اما از نامساعدتى بخت برگشته فرارى ، و در قلعه‌جات خود متوارى شدند . ملك بلامانع داخل خبوشان گشته ، بنا گذاشت كه قلاع اكراد را تاخته و جمعى از عورات 274 و اطفال ايشان را يرغه مال 275 ، و در ارض اقدس ساكن ساخته ، زمام اختيار ايشان را بدست گيرد . لذا اوّلا تاخت قلعهء زيرانلو 276 را كه در دو فرسخى خبوشان واقع و سقناق آن جماعت بود ، پيشنهاد خاطر ساخته ، محاصره كرد . در خلال اين حال خديو بيهمال مانند بلاى ناگهان بسروقتش رسيد . توضيح اين مقال آنكه : بعد از خبر وصول ملك به سمت خبوشان 277 حضرت ظل اللهى ، چون بحر جوشان ، و رعد خروشان با شوكت و شأن و افواج رزم كوشان ، از راه تعصب ايليّت بعزم اعانت اكراد ايلغار و در ابتداى كار در دو فرسخى خبوشان بفوجى از اتباع ملكى ، كه اسباب توپخانه او را از مشهد مقدس مىآوردند ، دچار گشت . اكثرى را مقتول ، و معدودى از آن گروه از ورطهء هلاكت جان بسلامت بدر بردند . ملك محمود از اين واقعه بى خبر ، كمند قلعه‌گيرى را تاب ، و شمشير عاجزكشى را آب داده ، گرم گرفت و گير و قلعه در شرف تسخير بود ، كه دفعة حضرت ظل اللهى با جوانان صف‌شكن ، و دليران مردافكن عربده‌جو و نعره‌زن از يك طرف نمودار گشته ، بحملهء زهره‌شكاف ، قلب لشكر محمودى را شكافته ، خود را بپاى قلعه و سران قلعه خود را بپاى آن سرور رسانده ، از تنگناى محصورى نجات يافتند . ملك چون پيش از وقت ، بنابر مراسم حزم در حوالى قلعه سنگرى ترتيب داده بود ، بعد از وقوع تلاقى و شكست از دور قلعه فرار ، و در سنگر خود تحصن اختيار نمود . حضرت ظل اللهى عورات و اطفال اهل قلعه را با مال ايشان از قلعه درآورده ، در يك طرف قلعه در جانب دشت نزول ، و در آن شب اكرادى كه از خوف ملك در بيغوله‌ها مخفى گشته بودند ، از مژدهء ورود موكب اقدس حيات تازه و بهجت بىاندازه يافته ، با رؤسا سرقدم ساخته ،