ميان برداشتند ، و از آنجا عازم ابيورد گشته ، ايلات آن ناحيه را جمع كرده ، همّت بدفع كينهجويان گماشتند .
در بيان محاربهء جناب نادرى با ملك محمود سيستانى بعون حضرت يزدانى
ملك محمود بعد از وقوع اين واقعهء وحشتانگيز ، چون دانست كه از شجر خلاف آن آزادهء سرو حديقهء راستكيشى ، جز برگ بيد پيكان ، تبرى نخواهد خورد ، و بار گران زيادهسرى را كه بر دوش دارد بسر منزل نجات نخواهد برد ، عندليب جانش نواسنج اين مقال گرديد :
روز اوّل كه ديدمش گفتم * آنكه روزم سيه كند اين است .
پس با كراد چمشكزك 269 نوشت كه يا با من متفق شده ، بدفع جناب نادرى پردازيد ، يا كار جنگ را آماده سازيد ، اكراد به او جواب دادند كه آن جناب گردنفرازى است مؤيّد ، و دلاورى است مبسوط اليد ، جمعيّتش بسيار ، و استحكام مكانش در غايت اشتهار ، تصور اين معنى از حوصلهء ضمير ما بيرون ، و اين خيال از حيّز قدرت ما افزون است . ملك چون عذر ايشان را مشوب بمكر دانست ، و از گل رعناى جواب آن گروه استشمام 270 رايحهء دو رنگى كرد ، عزم تنبيهء آن طايفه نمود . چون راه كلات و چهچه 272 و مهنه 271 مشتمل بر كوهستانات عظيم ، و محتوى بر قلعهجات محكم بود . عزيمت آن سمت را مقرون بمصلحت ندانست ، و با پنج ششهزار كس از راه رادكان روانهء خبوشان گرديد . در منزل مزبور مجددا اكراد كس بمعذرتخواهى نزد ملك فرستاده ، پيغام كردند ، كه حركت او باعث وحشت اكراد و موجب نزاع و فساد است ، بهتر اين است كه ازين ماجرى درگذرد . از آنجا كه ملك محمود را مادّه خودبينى دماغى شده بود ، فرستاده اكراد را قطع بينى كرده ، بازگردانيد * اين معنى سبب بىدماغى عموم اكراد گشته ، باستيناف 273 « 1 » لوازم سركشى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ه » « استعداد » و در نسخهء « ح » جملهء بين دو ستاره وجود ندارد