امورى كه در سمت درهجز و ابيورد و مشهد مقدس و قلعهجات آن ناحيه و دشت از آن حضرت با افشاريه اضداد و تركمانيه و اكراد و اوزبكيه و ساير ارباب عناد بوقوع پيوست ، و كوشش و سعىايكه از اهل ايران و بدانديشان در اخلال كار ايشان بظهور آمد ، و جنگهايى كه با دور و نزديك و ترك و تاجيك واقع شد تا آن طايفه را رام و سر حدات را قرين آرام كردند ، اگر شمهاى از هزار يك سمت تحرير يابد ، تاريخ مطولى خواهد شد بيرون از اندازه ، و كتابى ميگردد خارج از حوصلهء قبول تدوين و شيرازه 248 . و لكن چون درين روزنامچهء ظفر باقتصار سخن مأمور « 1 » و غرض اصلى ضبط كليات امور است ، لهذا همه جا رسم اجمال و ايجاز را مرعى داشته كميت قلم را بجانب اختصار عنانگراى مىسازيم « 2 » .
بعد از آنكه بزمآراى دوران در عشرت سراى ايران ساز ناسازى كوك كرده ، در هر گوشه از مخالف و موافق « 3 » نواها ، و از هر سرى چون كاسهء طنبور 249 صداها برخاسته ، ترك و تاجيك چنگآسا سينه به ناخن حسرت خراشيدند ، و كوچك و بزرگ قانون خرمى از دست داده در دايرهء محنت كفزنان افسوس گشتند . هرجا قوىدستى بود سر از گريبان خودسرى و گردنفرازى برآورده ، پا از اندازه بيرون گذاشت ، و هر جا خشگ مغزى بود مانند چوب قد علم كرده شاخ سربلندى برافراشت . از آن جمله ملك محمود سيستانى بطريقى كه سبق ذكر يافت ، رو از جادهء اطاعت برتافت و بمشهد مقدس استيلاء يافت . حضرت ظل اللهى تا آن زمان در حدود ابيورد و كلات و باقى سرحدات مشغول ملكدارى ، و بچنگال خونريز جلادت ، شاهباز اوج دشمنشكارى ، و مانند شير پيوسته صياد بيشه خويش ، و طعمه بخشكام بيگانه و خويش بودند . چون ديدند كه ساقى چرخ ميناى 250 از ساغر
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « و لكن چون نگارنده درين روزنامچهء ظفر باقتصار سخن مأمور . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « مىسازد . »
( 3 ) - در نسخهء « و » و « ح » : بجاى « موافق » « مخالف » آمده است .