ماه و مهر خونابهء غم بجام اهل ايران ريخته ، حريف تنگ ظرف زمانه از بدمستى كاسه بر سر ضعيفان شكسته ، و راهزن فتنهجوى دهر دست تطاول 251 گشوده ، راه آسايش بر روى دور و نزديك بسته است . اين معنى را حوصلهء غيرت آن حضرت برنتافته ، بالهام خداوند بىنياز و ارشاد بخت فرخنده طراز ، و نيروى عزم بلند و قوت همت ارجمند ، طوايف افشار و اكراد و باقى ايلات سكنهء ابيورد و درهجز 252 و كلات را بحوزهء خدمت خود درآورده ، كلات را كه حصن 254 حصين 255 و حصار متين خدا آفرين بود ، با قلعهء دستجرد 253 و ابيورد كه پيوسته جولانگاه اشهب 256 گيتىنورد ، و مسكن و مأواى دولتخواهان اخلاص پرورد بود ، براى افراختن بيرق حكمرانى اختيار و به يارى جناب آفريدگار ، آغاز كار كردند . آرى غضنفر صولتى 257 كه مهابت صلابتش نى در ناخن شيران كند ، كجا حوصله ورزد كه هر كفتارخصلتى ، از روباهبازى چرخ پلنگخو بدعوى شيرمردى گردن فرازد . * سرورى كه هميشه گردن فرازان گردن بطوق عبوديتش خم داشتهاند ، كى روا دارد كه گردن اطاعت به ديگرى خم سازد . * « 1 » ايلات عمده كه بهمراهى توفيق سرقدم ساخته ، سالك طريق اخلاص گرديدند ، دو فرقه بودند : يكى افشاريه كه شرف انتساب 258 با آن جناب داشتند . و ديگر اكراد ساكن درهجز و ابيورد كه از ايلات معظم خراسان ميباشند . هرچند طوايف ديگر نيز در ميانه بهرهاندوز خدمت خديو فرزانه مىگشتند ، اما آن دو طايفه از بدوحال ، بهمدستى خداى متعال بازوى اقبال خسروى را بمنزلهء دو دست خصمافكن و ساعد 259 بختفيروز را بمساعدت سعادت ، بمثابه دو پنجه دشمنشكن بودند . « 2 » بعد از چندى بعضى از افشاريه و اكراد كه صحراگرد وادى سادهلوحى بودند ، بوساوس شيطانى مختلف الآراء گشته ، از افشاريه فرقهاى كه صاحب قلعه و جمعيت بودند ، بمتانت مكان و عدت خود مستظهر شده ، با آن حضرت در مقام كاوش ، و بعضى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « الف » اين جمله چنين ضبط شده : « ساعد بخت فيروز را بمثابه دو پنجهء دشمنشكن بودند . »