تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

گفتار در آغاز كار نادر كامكار بتائيد جناب آفريدگار

از آنجا كه نقش‌بند كارگاه وجود ، ربط و پيوند مزاوجت را تار و پود ديباى بنى آدم ساخته ، و به اين جنس اكسون 237 ، طراز جامهء قوام 238 و دوام بر بر و دوش بنى نوع بشر انداخته ، تجرد مخصوص خداوند صمد است و تفرد شايسته ايزد يگانه « الّذى
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ »
« 1 » . حضرت ظلّ اللهى در آن اوان كه آغاز ايام شباب و جوانى و بهار گلزار زندگانى ، و هنگام ريعان 239 عيش و كامرانى بود ، مايل تأهل گشته ، بابا على بيك كوسه احمدلو كه از رؤساى افشاريه ابيورد و هميشه در آن ولايت با تركمانيه و اوزبكيه معركه‌آراى بزم رزم و نبرد ميبود ، و از جامه خانهء نسبت خويشى آن دودمان تشريف 240 رساى مفاخرت « 2 » در بر خويش داشت ، آن حضرت طالب پيوند و راغب بخواستگارى صبيهء آن سعادتمند شد . اكثرى از حسدپيشگان افشار سالك طريق امتناع و هنگامه‌آراى 241 جنگ و نزاع گشتند . جمعى از رؤساى آن طايفه به اين علت هم‌آغوش شاهد فنا و همخوابهء رنج و عنا 242 شدند . بالاخره به حكم قضا امر مواصلت 243 صورت وقوع يافته ، از آن مخدّره 245 سرادق 244 عفاف در سال هزار و صد و سى و يك هجرى در شب يكشنبهء بيست و پنجم شهر جمادى الاولى ده ساعت و نيم از شب مزبور گذشته ، شاهزاده رضا قلى ميرزا بوجود آمد . بعد از پنج سال آن مستوره رخ بنقاب تراب 246 كشيده ، صبيه ديگر او را در سلك پردگيان حريم عفت انتظام دادند ، كه نصر اللّه ميرزا و امام قلى ميرزا گوهر آن درج 247 و اختر آن برجند . هرچند كه در آغاز ظهور كوكب اقبال اين خديو بيهمال ، وقايع و
هامش
( 1 ) - سوره 112 آيات 3 و 4 . معنى : كسى كه نزاد و نزاده شد و نميباشد مر او را همتا هيچكس . ( 2 ) - در نسخهء « و » : « مصاهرت »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 28 | ميرزا مهدي خان استر آبادى