تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
( 1136 )

ص 304 ، سطر 14 : قندهار

[ ق ن د ها ر ] ( اسم خاص ) . قندهار طبق تقسيمات جديد يكى از هفت ولايت افغانستان است كه بين 64 و 68 درجه و 8 و 51 دقيقه و 20 و 21 ثانيه طول شرقى و 28 و 34 درجه و 12 و 13 دقيقه و 20 و 25 ثانيه عرض شمالى قرار دارد . مركز اين ولايت شهر قندهار است كه در 515 كيلومترى كابل و 647 كيلومترى هرات واقع است . اين شهر از سطح دريا تخمينا 1077 متر ارتفاع و چهار دروازه باسامى زير دارد : دروازهء كابل ، دروازهء هرات ، دروازهء شكارپور ، دروازهء عيدگاه . « 1 » ( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از وضع قندهار به زمان نادر در زير قول مرعشى از مجمع التواريخ نقل كرده مىشود : « آن قلعه ايست مشتمل بر هفت حصار وسيع الفضاء واقع از جانب غربى در دامن كوه لكى كه آن را اهل هند كوه لكه گويند و آن كوهى است در غايت ارتفاع و قلعهء آن كوه منيع كه آن را كوه قيتول و ارگ زمرد شاه باخترى نيز گويند محصور است بحصارى رفيع و عريض كه ارتفاع آن تخمينا شش ذرع تواند بود و يك حصار ديگر احاطهء آن نموده و در وسط آن حصار زمينى است مرتفع كه قلعهء حاكم‌نشين و موسوم به ارگ است بر بالايى واقع شده و از ديوار شمالى آن قلعه حصارى مشتمل بر سنگ انداز و كنگره و فصيل كه آن را مردرو نيز گويند بسيار عريض و متصل با رگ كشيده شده و در منتهاى ديوار مذكور كه متصل با رگ است كه دو ديوار واقع شده يكى شير حاجى و ديگر بدن محاذى هم در نهايت استحكام و خندقى عريض عميق به ديوار شرقى قلعه اتصال يافته و از ركن غربى ارگ نيز به همين هيئت ديوار متصل به ديوار جنوبى قلعه سرانجام يافته و جانب غربى ارگ كه كوه لكه در آن سمت واقع شده مشتمل بر سه ديوار متين و عريض است كه بمحاذات يكديگر بفاصله بسيارى كشيده شده چنانچه ما بين هر دو ديوار قلعهء وسيع و عريضى صورت حصول يافته و هريك از ديوارهاى مذكور غربى از حصار جنوبى قلعه بقلهء كوه لكه اتصال يافته كه از كشيدن حصارهاى مزبور هفت قلعه متين مستحكم كه هريك از ديگرى منفرد و جدا بنهايت متانت موصوف است بهم رسيده و در هريك از قلاع مذكوره بركه‌ها و آب انبارها كه ساكنين از رهگذر عطش تعب نيابند مهيا شده و آنچه از اقوال مترددين و اهل تحقيق معلوم بر فقير شده به اين نحو است كه قلعهء قندهار مشتمل بر هفت حصار مستحكم و حصين رصين بوده است : اول : حصار دور شهر كه آن را شير حاجى نيز گويند . دوم : قلعه‌اى كه اهل هند آن را دولت آباد و اهل ايران قلعه بدن مىناميده‌اند . سوم : قلعهء مندوى باصطلاح هند .