همه چگونه مىتوانيم دست از دامن او كشيم و به ديگرى پردازيم . اگر او از ما سير شده و مىخواهد بخراسان رود بهتر است ما را نيز با خود بخراسان برد . پس از اعلام رأى از طرف ما فرداى آن روز باز همه دعوت شديم و در يك جا فراهم آمديم و سپس وكيل طهماسب بسخن درآمد :
بيكها ، آقايان ، خانها ، خليفهء بزرگ ارامنه و اى آنان كه از دورترين نقاط ايران باينجا آمدهايد به هوش باشيد و گوش فرا داريد :
حال كه نظر برين شد تا من باستراحت نپردازم من هم با سه شرط پادشاهى شما را مىپذيرم :
1 - ازين پس از شاه طهماسب و پسرانش طرفدارى نكنيد و نيز از خاندان صفوى اگر كسى پيدا شود او را بزندان افكنيد و كتبا تعهد كنيد كه اگر بر خلاف آن عمل كنيد جان و خاندان شما بباد رود و تمام دارايى شما ضبط شود .
2 - دست از سب و رفض عمر و عثمان باز داريد كه اين عمل موجب دشمنى ايران و عثمانى است و چنان كه به اين عمل ادامه ندهيد همه نزاعها از ميانه برخواهد خاست . - دست بر سينه گذاردن آنها بوقت نماز و دست رها كردن شما در صلوة نبايد موجب بغض و كين و ايجاد دشمنى و حقد شود اگر در بيت اللّه آنها از چارسو نماز مىگزارند شما نيز مىتوانيد بدون جهت خاصى نماز بخوانيد .
3 - حال كه مرا سلطان خود كردهايد سوگند بخوريد كه نست به من و پسر و خاندانم وفادار باشيد و از هر طغيان و سركشى سرباز زنيد و اگر بعدا سرپيچى كنيد خون شما مباح باشد . - پس ازين گفتار وكيل طهماسب از راى ما جويا شد و همه يكدل تصديق گفتار او را كرديم .
روز چهارم شوال پنج ساعت از روز برآمده تمام دعوت شدگان بر سفرهء ناهار خان دعوت شدند و باز بهنگام ناهار نادر دم از جدايى زد و گفت
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٧٠٦