شمخال . - بعد ازين واقعه كبدن نامى كور از شاهزادگان قموق به نزد امير تيمور آمد و به او گفت من كور را از تو لنگ سوالى است كه چرا شاهى به اين قدرت بايد بجنگ ما آيد چه داريم كه از ما بگيرد . شاه را خوش آمد و دستور داد تا قريه كبدن را به او بخشيدند و اين قريه بعد از آن بنام او مسمى شد .
( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 ) .
( 1044 )
ص 264 ، سطر 9 : ذوراق
[ ذ ر ا ق ] ( اسم خاص ) . تاريخ داغستان آن را « شراط « 1 » » مىآورد . و مىگويد در سه فرسخى غازى قموق واقع است .
[ ص 265 ]
( 1045 )
ص 265 ، سطر 12 : آق قوشه « 2 »
[ عا ق قو ش ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است در داغستان بشمال دربند و مجاور قيطاق و صورحى . اهالى آنجا را زبان خاصى است و به اين زبان نيز در صورحى تكلم مىشود .
( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 )
( 1046 )
ص 265 ، سطر 11 : قريش
[ ق ر ى ش ] ( اسم خاص ) . نام قلعتى است بداغستان و شمال دربند . از آنجا ميتوان به غازى قموق رفت .
[ ص 267 ]
( 12000 )
ص 267 ، سطر 7 : قوريلتاى
[ ق ر ى ل تا ى ] ( اسم ) . لغتى است مغولى بمعنى مجمع كنگاش و مشورت و جشن . ( از فرهنگ و صاف ) .
( 1047 )
ص 267 ، سطر 8 : جسر جواد
[ ج س ر ج و ا د ] ( اسم خاص ) . تقريبا در منتهى اليه حد شمالى دشت مغان و مجاور قره قيوق آنجا كه دو رود ارس و كر بهم ميپيوند جسر جواد « 3 » قرار دارد « 4 » .
هامش
( 1 ) - هر دو نسخهء تاريخ داغستان ( نسخ 518 و 2368 ) در ضبط « شراط » متفقاند ولى بعضى از نسخ جهانگشا آن را « دوزاق » ضبط كردهاند . چون اين نقطه نقطهء معتدبه نبود در مراجع ديگر نام آن يافت نشد .
( 2 ) - مينورسكى آن را آق قوچه ضبط كرده است ( از تاريخچهء نادر شاه مينورسكى ) .
( 3 ) - جواد نام دره سفلاى رود ارس است . ( از مينورسكى در تعليقه بر تذكرة الملوك )
( 4 ) - ظاهرا اين جسر در سال بيست و يكم جلوس شاه عباس اول بسته شده است زيرا اسكندر بيك منشى « در ذكر مراجعت موكب نصرت قرين از شيروان » چنين مىگويد : « چون خاطر خطير از انتظام مهمات شيروان و داغستان فراغت يافته عزم مراجعت مصمم گرديد عليخان بيك جوانشير را حكم شد كه به جواد رفته به ترتيب جسر پردازد و او متوجه آن خدمت گشته در اندك روزى جسرى در كمال استحكام اتمام يافت » . ( از عالم آراى عباسى صفحهء 753 چاپ دوم ) .