( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 ) .
( 1034 )
ص 263 ، سطر 11 : دره
[ د ر ر ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است از نواحى طبرسران بقرب دربند .
( 1035 )
ص 263 ، سطر 11 : طبرسران
[ ط ب ر س ر ا ن ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بنزديك شيروان و بحدود دربند « 1 » .
بصفحهء 38 تاريخ ادبيات براون ترجمهء رشيد ياسمى و صفحات 786 و 787 عالم آراى عباسى رجوع شود .
( 1036 )
ص 263 ، سطر 13 : شابران
[ شا ب ر ا ن ] ( اسم خاص ) . دهى است از اعمال اران يا توابع دربند كه از آنجا تا شيروان سه روز راه است « 2 » .
( از ياقوت در معجم البلدان ) .
( 1037 )
ص 263 ، سطر 14 : بدوق
[ ب د و ق ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است به حوالى قبه و بغرب آن ، طايفهء بدوق منسوب به اين ناحيهاند و زبانشان تاتى است . اين طايفهء غالبا با دستاندازى بنواحى اطراف موجب ناراحتى و مزاحمت همسايگان خود مىشوند .
( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 ) .
( 1038 )
ص 263 ، سطر 14 : خناليق
[ خ نا لى ق ] ( اسم خاص ) . نام محلى است بغرب قبه ، مردم آن نيز به همين نام موسوم و به زبان خاصى كه غير زبان تاتى است صحبت ميكنند .
( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى به شماره 518 ) .
( 1039 )
ص 263 ، سطر 15 : آلتى پاره « 3 »
[ عا ل تى پا ر ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است به قبه كه
هامش
( 1 ) - در صفحهء 20 تاريخ عالم آراى عباسى آمده كه سلطان حيدر در طبرسران شهادت يافت و در آنجا مدفون شد و بعدها ( بيست و دو سال بعد ) شاه اسماعيل صفوى نعش او را از آنجا باردبيل آورد و به خاك سپرد .
( 2 ) - حمد اللّه مستوفى آن را از مستحدثات انوشيروان عادل ذكر مىكند . شيروانى هواى آن را مايل بگرمى مىآورد و در تاريخ داغستان مؤلف مىگويد شاه اسماعيل صفوى جمعى از اتراك بيات ساكن عراق را كوچانيد و در دربند و شابران جاى داد كه بگاه ضرورت در حمايت حكام آنجا قيام نمايند .
( 3 ) - تاريخ داغستان اين محل را « شش پاره » نام برده است .