[ ص 261 ]
( 1027 )
ص 261 ، سطر 3 : سطوع
[ س طو ع ] ( مصدر ) . برآمدن آفتاب ، دميدن صبح ، درحشيدن برق . ( از منتهى الارب ) .
[ ص 262 ]
( 1028 )
ص 262 ، سطر 2 : پارينه
[ پا ر ى ن ] ( صفت منسوب ) . كهنه ، قديم .
( از ناظم الاطباء ) .
( 1029 )
ص 262 ، سطر 7 : قاينق « 1 »
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . نام رودخانهايست بشمال غربى شيروان كه سرچشمهء آن و سرچشمه رودخانهء قبرى از آبى است كه در دره تنگى جريان دارد كه بجادهء كارتيل منتهى مىشود .
( از « تاريخ داغستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 و « عالم آراى عباسى » صفحهء 875 چاپ دوم ) .
( 1030 )
ص 262 ، سطر 16 : شوامخ
[ ش و ا م خ ] ( جمع ) . بلند . - متكبر ، كسى كه بينى خود را بواسطهء تكبر بلند نگاه دارد .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 263 ]
( 1031 )
ص 263 ، سطر 2 : كوركا
[ كو ر كا ] ( اسم ) . لغتى است تركى بمعنى طبل بزرگ و كلان . ( از ناظم الاطباء ) .
( 1032 )
ص 263 ، سطر 9 : آلتى آقاچ « 2 »
[ عا ل تى عا قا چ ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بداغستان بين شماخى « 3 » و درّه كندى . اين ناحيه از مواضع صعب العبور لزگيان جاروتله است .
( 1033 )
ص 263 ، سطر 10 : درهكندى
[ د ر ر ك ن د ى ] ( اسم خاص ) . نام محلى است بين شماخى و قبه « 4 »
هامش
( 1 ) - مينورسكى در تاريخچهء نادر شاه آن را « قانيق » و در « تعليقهء تذكرة الملوك » « قنوق » ضبط كرده است . در عالم آراى عباسى اين نام « قانق » آمده و نام ديگرش « آلازان » ضبط شده است .
رجوع بپاورقى شمارهء 2 صفحهء 698 شود .
( 2 ) - مينورسكى آن را « آلتى اقاج » ذكر كرده است .
( 3 ) - تقريبا در شمال شرقى شماخى و شرق « استراخانكا » واقع است .
( 4 ) - لكهارت آن را « دژگندى » نام برده است .