بارمنستان و در شمال غربى ايران دو شهر « خوى » و « وان » بر يك امتداد قرار دارند « 1 » .
[ ص 258 ]
( 1018 )
ص 258 ، سطر 20 : ترخو « 2 »
[ ت ر خو ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بداغستان و در 150 كيلومترى شمال غربى دربند . « 3 »
( از قاموس الاعلام تركى ) .
[ ص 259 ]
( 1019 )
ص 259 ، سطر 16 : تاواد
[ تا و ا د ] ( اسم خاص ) . لقبى است از القاب عظماى گرجى .
بصفحات 247 و 296 « عباسنامهء » ابراهيم دهگان رجوع شود .
( 1020 )
ص 259 ، سطر 16 : از ناور
[ ع ز نا و ر ] ( اسم خاص ) . نام بزرگ و زعيم و اشراف گرجى است .
به « عالم آراى عباسى » صفحات 86 و 89 و 690 و 730 رجوع شود .
( 1021 )
ص 259 ، سطر 16 : كاخت « 4 »
[ كا خ ت ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است بشرق گرجستان و در شمال رود كر و آلازان . « 5 »
( از دايرة المعارف شوروى ) .
هامش
( 1 ) - در نقشهء جغرافياى بغايرى از « وان » ديگرى به شمال « اچميادزين كليسا » و جنوب « آشتاداق » و شرق « آق تپه » ( مراد تپه ) نام برده شده است .
( 2 ) - اين نام « تارخو » نيز آمده است .
( 3 ) - در تاريخ داغستان ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 ) بنقل از مسعودى « تارخو » نام ديگر سمندر ذكر شده كه قصبه و مركز قيطاق است و بشمال دربند قرار دارد . ياقوت مىگويد سمندر شهرى است در عقب باب الابواب كه دار الملك خزريان است و بين آنجا تا باب الابواب در حدود چهار روز راه است .
( 4 ) - اين ناحيه را كاختى نيز مىنامند .
( 5 ) - مادام كارلاسزا مىگويد : كاخت را قلب گرجستان مىنامند يكى بواسطه شراب معروف آنكه در حقيقت حياتبخش و بمنزله قلب است و ديگر بواسطه حميت اهالى آن محل . شاه عباس اول صفوى كاخت را خراب كرد و هرقل دوم آخرين پادشاه گرجستان آن را آباد نمود . چون شاه عباس بگرجستان حمله برد . اسراى زيادى از آنجا گرفت از آن جمله ملكه كاختيونا زوجه داويد شاه گرجى بود . شاه عباس اين زن را بحرمسراى خود آورد و قبل از مزاوجت با او دستور داد كه دين اسلام را قبول كند آن زن امتناع كرد شاه متغير شد و دستور داد تا او را شقه كنند جلاد چنين كرد پس از كشته شدن او يكى از تجار گرجى سر و دست اين زن را بگرجستان برد . بعدها آن زن در گرجستان يكى از اولياء و قديسين و شهيدان شد كه هر سال در روز مرگش عزاى عمومى برپا مىشود
( از سفرنامهء مادام كارلاسزا بگرجستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1865 ) .