اغلب آن را قرم [ ق ر م ] نيز ضبط مىكنند . شيروانى آن را چنين مىآورد :
كشوريست عظيم و محتوى بر بلاد قديم كه همه در اقليم پنجم واقعند . اين ناحيه از سه طرف بدرياى اسود و از جانب شرقى بمملكت روس محدود است . مىگويند هفتصد ميل محيط آنست و مردمش حنفى مذهب و تفنگساز و تيراندازند .
( 1014 )
ص 257 ، سطر 6 : آخسقه
[ عا خ س ق - يا - ق ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است در قرب ارزنة الروم و از اعمال گرجستان مسق .
( از عالم آراى عباسى صفحهء 785 ) .
( 1015 )
ص 257 ، سطر 7 : محمول بعذر ميشد :
ممكن است كلمهء « بعذر » « بغدر » باشد زيرا عبارت « محمول بغدر ميشد » نيز در اين مورد بىمحمل نيست . چون نسخ « ح » و « ط » هر دو « بعذر » آورده بودند . لذا در متن تبعيت از آن دو نسخه شد .
( 1016 )
ص 257 ، سطر 10 : قارص
[ قا ر ص ] ( اسم خاص ) . نام ناحيت وسيعى است بشمال ايران و در جنوب اردهان بر سر راه بين آذربايجان و ارزنة الروم كه رود « قارص چايى » از آن ميگذرد . شهر معروف آن بنام قارص است كه بر كنار جادهء « گمرى » به « حسن قلعهسى » قرار دارد « 1 » .
به « بستان السياحه » و « نقشهء جغرافياى بغايرى » رجوع شود .
( 1017 )
ص 257 ، سطر 11 : وان
[ و ا ن ] ( اسم خاص ) . نام شهر « 2 » و قلعه و درياچه « 3 » ايست
هامش
( 1 ) - اسكندر بيك تركمان قلعهء قارص را ما بين چخور سبعد و ارزنة الروم ذكر مىكند كه يكطرف آن بگرجستان مسق پيوسته است .
( 2 ) - لسترنج مىگويد شهر « وان » در ساحل درياچه واقع و سابقا عظمتى داشته است . حمد اللّه مستوفى آن را از اقليم چهارم مىآورد و اسكندر بيك تركمان از حوادث گوناگونى كه در دوران صفويان بر اين شهر و قلعه گذشته صحبت مىكند . ناصر خسرو در سفرنامهء خود نيز ازين شهر - كه بر سر راه خوى به اخلاط است - نام مىبرد .
( 3 ) - درياچه وان يا ارجيش از معروفترين درياچههاى ارمنيه است كه بر سواحل آن شهرهاى « اخلاط » و « ارجيش » و « وان » و « وسطان » جاى داشته است . اصطخرى طول آن را بيست فرسخ ذكر مىكند و ماهى نمك زده آنجا را - موسوم به طريخ - مىستايد . بين ارجيش و خوى سابقا جادهاى بوده است . ( از سرزمينهاى خلافت شرقى ) . مينورسكى يورت ايل پازوكى را در نزديكى « كيغى » و « الاشكرت » بشمال اين درياچه مىآورد .