تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
تعيين كرده ، و در آن نواحى كمال تمكن بهمرسانيد ، تا آنكه از جانب حضرت ظل اللهى در حينى كه شاه طهماسب در مشهد مقدس توقف داشت ، باركان دولت عمل صفى ميرزا معلوم شد ، امر و الا صدور يافت ، كه چون شاهزادگى منحصر به حضرت شاه طهماسب ، و ادعاى او خلاف واقع است ، او را گرفته ، بساطى كه درچيده‌اند برچينند . لهذا بر وفق اشارهء و الا در حينى كه ده‌دشت 192 مقر كوكبهء صفى ميرزا بود ، او را گرفته بقتل آوردند . اين قضيه در اواسط شهر محرم الحرام هزار و صد و چهل هجرى واقع شد .

[ سيد احمد نوادهء ميرزا داود ]

ديگر سيد احمد نوادهء ميرزا داود متولى مشهد مقدس است ، 193 ملخص احوال او اينكه : بعد از واقعهء اصفهان كه شاه طهماسب عازم قزوين گرديد ، سيد احمد بجانب ابرقوه 194 رفت . در آن‌جا فرمان مجعولى مشعر بر تفويض اختيار مهمات فارس و كرمان به مهر شاه طهماسب باسم خود ابراز ، و عوام كالانعام را خريدار اين جنس كذب طراز كرده ، جمعى از اوباش را فراهم آورده ، عازم بوانات 196 و مرودشت 195 فارس ، كه در هشت فرسخى شيراز واقع است ، گرديد . در آن اوان زبردست خان افغان كه از جانب محمود حاكم شيراز بود ، جمعى را بمقابلهء سيد احمد فرستاده ، در سر پل خان تلاقى فريقين واقع شد . سيد احمد منهزم گشته ، بابرقوه آمد . مردم ابرقوه را از كيفيت احوال او و تدليس حكم مجعول او آگاهى حاصل شده ، او را گرفته ، معزول و محبوس ساختند . بعد از دو ماه از محبس فرار كرده ، بجانب جهرم شتافته ، و سلك جمعيت خود را تجديد و انتظام داده ، از جهرم رفته ، داراب 198 و نيريز 197 را بدايرهء تصرف درآورده ، و جمعيت موفور منعقد ساخته ، رفته كرمان را تصرف كرده ، در چهاردهم ماه ربيع الاول سنهء هزار و صد و چهل مطابق قوىئيل جلوس ، و اسم پادشاهى بر خود رانده ، سكه و جيقه زد . بعد از چندى جمعى از طرف اشرف بگرفتن او مأمور ، و سيد احمد در قلعهء حسن‌آباد 199 محصور ، و بالاخره گرفتار گشته ، او را باصفهان آورده ، بامر اشرف گردن زدند 200 ، و هواى