پيوست . قشونى و اهالى همدان باميد امداد سه ماه خوددارى و قلعه را ندادند ، تا اينكه احمد پاشا بغلبه و قهر قلعه را مسخر كرده ، قتل و غارت بظهور رسانيد .
بعد از آنكه سار و مصطفى پاشا بتسخير گنجه 176 ، و على پاشا بتسخير اردبيل مأمور شدند ، بعد از جنگ و محاصرهء ممتد ، گنجه نيز بحيطهء تصرف روميه درآمد . بعد از آنكه « 1 » روميه متوجه اردبيل شود « 2 » ، موكب شاهى از اردبيل عازم طهران شده ، روميه آمده ، اردبيل 177 و مغانات 178 و زنجان و سلطانيه و محال كزّاز را بحيطهء تصرف درآورد . در آن وقت دو سال از جلوس شاه طهماسب انقضاء يافته بود . اشرف چون خبر اختلال آذربايجان و مراجعت حضرت شاه را بجانب طهران شنيد ، بسرعت تمام عازم طهران گرديد . قريهء اندرمان 179 كه در جنب طهران واقع است ، مضرب خيام حضرت شاهى بود .
عساكر قزلباش بمقابله پرداخته ، در سلمانآباد 180 طهران تلاقى فريقين واقع شد .
قزلباشيه شكست يافته ، بوادى هزيمت شتافتند . شاه طهماسب از اندرمان عازم مازندران و استرآباد شد . اشرف جمعى را بمحاصرهء طهران و سيدال ناصرى را سردار نموده بتسخير قزوين مأمور ، و خود آهنگ اصفهان كرد .
اهالى قزوين لابد از در مقام اطاعت درآمدند . بعد از آنكه موكب شاهى وارد مازندران شد ، از آنجا عزيمت استرآباد نموده ، فتحعلى خان قاجار را بحكومت سمنان سرافراز ، و با جمعى از تركمانيه و قاجاريه بمدافعهء « 3 » افاغنهء طهران روانه ساخت . مشار اليه در ابراهيمآباد 181 طهران ملاقى افغان گشته ، با خلال اضداد و سستى اهل عناد كارى نساخته ، بىنيل مراد روانهء استرآباد شد . 182 طهرانيان نيز مأيوس از امداد شده ، و بافغانيان مطيع و منقاد گشتند . اهالى ساوه و قم كه تا آن زمان با اشرف طريق مخالفت مىپيمودند ، راه متابعت گشوده ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » بجاى « بعد از آنكه » كلمهء « چون » آمده است .
( 2 ) - در نسخهء « ح » بجاى « شود » كلمهء « شد » آمده است .
( 3 ) - در نسخهء « ح » و « ط » : « بمقابله »