تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
وزير اعظم را برسم سفارت و عزم استمداد بمملكت روس فرستاد . جمعى از روسيه بموجب طلب و اشارهء شاه طهماسب بسركردگى سردار روسيه آمده ، سفاين ايشان در فرضه 156 رشت لنگر توقف انداخت . وزير رشت از در مدافعه درآمده ، مغلوب شده ، روسيه رباطى را كه در نيم فرسخى « 1 » رشت است محل اقامت ساخته ، بار توقف گشود . حرف روسيه اينكه « 2 » ما به خواهش امناى دولت اين راه دور و دراز را طى كرده‌ايم . ايلچى شاه طهماسب بوكالت او كل دار المرز را از نيازآباد تا سر حد استرآباد بدولت روسيه تفويض 157 كرد « 3 » كه هم صيانت اين دولت نموده و هم بدفع دشمن پردازد . با اين مدعى آنها راه دخل و تصرف را در ولايت دار المرز ميخواستند . اما با اين وجود آنها دست تعرض را كشيده داشته ، به هيچ وجه پيرامون مال ديوان و غير آن نمىگشتند ، تا آنكه متعاقب سردار بزرگ ايشان با ده هزار كس آمده ، اختيار جميع دار المرز را الى نيازآباد 158 بموجب نوشته‌اى كه اسماعيل بيك بوكالت دولت عليّه صفويه بروسيه داده بود ، به خود منسوب ساخت . از طرف شاه طهماسب ، جمعى بدفع روسيه منصوب گشته ، در خارج شهر تلاقى فريقين واقع ، و قزلباشيه شكست يافته ، فرار كردند . روسيه رشت و كهدم 159 را متصرف ، و بدون شريك و سهيم و منازع دو سال در آن نواحى بضبط و اخذ و عمل وجوهات ديوانى پرداختند ، تا اينكه واقعهء قلندر مشهور باسماعيل ميرزا در ماسوله 160 ، چنان كه مذكور خواهد شد ، اتفاق افتاد . روسيه بدون جنگ و نزاع آمده ، لاهيجان 161 و تميجان 162 را كه در تصرف قلندر بود ، متصرف گشت . بفاصلهء چندى پطر پادشاه روسيه از راه خشگى از سمت قلعهء قيزلار « 4 » 163 با عساكر بيشمار وارد دربند 164 ، و اهالى آنجا از بيم غلبهء لكزيه و روميه كه اعدا عدو 165 دولت بودند در بند اذن و رضاى اعيان اين دولت نشده ،
هامش
( 1 ) - در نسخ « ب » و « و » چنين آمده : « رباطى را كه در جنب شهر رشت واقع است . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « حرف روسيه اين بود . » ( 3 ) - در نسخهء « ح » : « تفويض كرده است تا صيانت اين دولت نموده بدفع دشمن پردازيم . » ( 4 ) - در نسخهء « ب » و « ه » و « ج » و « د » اين كلمه « قزلر » آمده است .