تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
قزوينيان برنتافته ، شمشير حميّت آخته 147 و هركس بمهمان خود درآويخته ، جمعى از ايشان را به خاك هلاك انداختند ، و افاغنه كه در باغات خارج شهر بودند سراسيمه عازم گريز و بجانب اصفهان تكاورانگيز 148 گشتند . محمود بعد از استماع اين خبر بفكر دفع قزلباش افتاد . در روزى كه افاغنه از قزوين برگشته وارد اصفهان ميشدند ، * شروع بملاحظهء سان امراء معزول و معارف كرده « 1 » * ، يكصد و چهارده تن از ايشان را از دم تيغ تيز گذرانيد و هر جا كه گمان اهل صلاح و معرفتى ميرفت گرفته آشكار و نهان بقتل رسانيد . بعد جمعى را به تسخير شيراز مأمور ساخته ، ايشان رفته نه ماه شيراز را محاصره نموده ، به تصرف درآوردند . محمود قريب به دو سال در اصفهان و ولايات مزبوره رايت حكمرانى افراشته ، آخر الامر وسوسهء نفسانى او را بفكر دفع شاهزادگان انداخته ، جميع اولاد و احفاد 149 خاقان مغفور را كه صغير و كبير سى و يك نفر بودند ، معروض تيغ جفا ساخته ، نعش ايشان را بدار المؤمنين قم فرستاد . بعد از چندى جنون قوى و فالج شديد به او طارى 150 شد . ديوانه‌وار خودى و بيگانه را مىكشت . امر و نهى او به حكم جنون از نفاذ جريان عاطل گرديد . در دوازدهم شهر شعبان المعظم سنهء هزار و صد و سى و شش اشرف بنى عمش كه بانتظار مرگ او ميزيست ، جمعى از افاغنه را با خود همداستان كرده ، از كنج اعتزال 151 برآمده ، نوبت سلطنت بنام خود بلندآوا 152 ساخته ، كس فرستاده محمود را در خفيه هلاك كرده 153 ، و من حيث الاستقلال جالس سرير حكمرانى گرديد . در ايام سلطنت خود كرمان و يزد و بنادر و قم و قزوين و طهران تا پل كرپى 154 كه رأس الحد عراق و خراسان است بحيطهء تصرف درآورد . 155

[ 7 - غلبهء روسيه است بدار المرز گيلانات ]

ديگر غلبهء روسيه است بدار المرز گيلانات : توضيح اين مقال آنكه : در حينى كه شاه طهماسب در قزوين سر بافسر سرورى آراست . اسماعيل بيك نامى تا بين
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .