[ ص 161 ]
( 748 )
ص 161 ، سطر 4 : قدرانداز
[ ق د ر ا ن د ا ز ] ( اسم فاعل مركب مرخم ) . تير اندازى كه تيرش خطا نكند .
( از آنندراج ) .
ميدهى از جا كماندارى اگر سستى كند * از قدراندازى تير بلا غافل مباش .
( مير رضى دانش بنقل آنندراج ) .
از قضا چشم سياه تو بيادم آمد * قدرانداز نگاه تو بيادم آمد
( صائب بنقل آنندراج ) .
( 749 )
ص 161 ، سطر 15 : تباشير
[ ت با شى ر ] ( اسم ) . اول صبح ، اول هرچيز .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 162 ]
( 750 )
ص 162 ، سطر 6 : مطموره
[ م ط مو ر ] ( اسم مفعول ، اسم ) . خانه زيرزمين كه در آن طعام و جز آن نهند . ( از ناظم الاطباء ) . نهانخانه .
( 751 )
ص 162 ، سطر 7 : كبرزان
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . به « كورزان » درين تعليقات رجوع شود . « 1 »
[ ص 163 ]
( 752 )
ص 163 ، سطر 13 : شيرم
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام در بعضى از نسخ جهانگشا « شيدم » و در تاريخ كشميشاف « شيدان » آمده است .
[ ص 164 ]
( 753 )
ص 164 ، سطر 2 : تمران
[ ت م ر ا ن ] ( اسم خاص ) . « 2 » در قاموس جغرافيايى افغانستان اين نام « تيموريان » با مشخصات زير ضبط شده است :
ناحيتى است بفاصله 5 ر 11 كيلومترى قندهار و در جنوب غربى آن ، بين 65 درجه و 39 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقى و 31 درجه و 31 دقيقه و 40 ثانيه عرض شمالى .
هامش
( 1 ) - كشميشاف تاريخ اين جنگ را 24 اكتبر و مينورسكى 23 اكتبر ذكر مىكند و مىگويد محاصرهشدگان شب هنگام بر اثر استراحت پيادهنظام نادر فرار كردند .
( 2 ) - نسخ جهانگشا و كشميشاف آن را « تمران » ذكر كردهاند و كشميشاف مىگويد درويش خان را پس از شكست مغلولا به پيش نادر آوردند و به حكم او بقتل رسيد .