[ ص 155 ]
( 732 )
ص 155 ، سطر 11 : شبلىكوه
[ ش ب لى كو ه ] ( اسم خاص ) . نام كوه كوچكى است بحوالى فراه و در شمال غربى آن « 1 »
( از حاشيهء نسخهء خطى « ط » ) .
( 733 )
ص 155 ، سطر 12 : فراهرود
[ ف ر ا ه ر و د ] ( اسم خاص ) . نام روديست بشمال غربى شهر فراه ، بين 62 درجه طول شرقى و 32 درجه عرض شمالى طول آن تقريبا 320 كيلومتر و منبع آن سياهكوه و مصب آن هامون سيستان است .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان جلد سوم ) .
[ ص 156 ]
( 734 )
ص 156 ، سطر 3 : چنبران
[ چ ن ب ر ا ن ] ( اسم خاص ) . كشميشاف آن را « خبيران » آورده و مىگويد قلعهچهاى است بين هرات و اسفزار ، بر سر راه بين اين دو ناحيه « 2 » .
( از نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 162 ) .
[ ص 157 ]
( 735 )
ص 157 ، سطر 2 : پرويزن
[ پ ر و ى ز ن ] ( اسم ) . آلتى باشد كه بدان آرد و شكر و ادويه حاره كوفته و امثال آن بيزند . ( از برهان قاطع ) . الك ، غربال .
( 736 )
ص 157 ، سطر 3 : بيختن
[ بى خ ت ن ] ( مصدر ) . چيزى را از غربال و موبيز بيرون كردن . ( از ناظم الاطباء ) . الك كردن ، غربال كردن .
( 737 )
ص 157 ، سطر 20 : مروحه
[ م ر و ح ] ( اسم آلت ) . بادبزن . ج : مراوح .
( از منتهى الارب ، اقرب الموارد ) .
[ ص 158 ]
( 738 )
ص 158 ، سطر 1 : زردگوش
[ ز ر د گو ش ] ( صفت مركب ) . منافق ، مذبذب ؛ بد - خواه ، كينهور ؛ متملق . ( از ناظم الاطباء ) .
هامش
( 1 ) - كشميشاف اين كوه را « شاقلانكوه » ضبط كرده است و از آنجا كه شاقلان در دامنهء كوه يحيىآباد واقع است ( بنابر قول حافظ ابرو ) بايستى شبلىكوه از متفرعات كوه يحيىآباد باشد .
( 2 ) - كشميشاف مىگويد اهالى اسفزار با ذو الفقار خان عهد بستند كه در قلعه مذكور گرد هم آيند و باردوى نادر حمله كنند تا شايد راهى براى رفع محاصره هرات پيدا شود . نادر از خيال آنها واقف شد و بر سر توطئهكنندگان رفت و جمع ايشان را متفرق كرد . - فرهنگ جغرافيايى افغانستان از ذكر اين نام ساكت است .