تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
صبح روز بعد ادامه داشت . بر اثر آن اللهيار خان راه هزيمت پيش گرفت و موسىدانگى نيز بارها را گذارد و بكوه پاراپاميز فرار كرد . ( از نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 162 ) ( 744 )

ص 160 ، سطر 8 : جبرئيل

[ ج ب ر عى ل ] ( اسم خاص ) . قريه‌ايست در 5 ر 7 كيلومترى شمال غربى هرات ، بين خط 62 درجه و 6 دقيقه و 36 ثانيه طول شرقى و 34 درجه و 22 دقيقه و 59 ثانيه عرض شمالى . ( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) ( 745 )

ص 160 ، سطر 14 : دربند گاو شير « 1 »

[ د ر ب ن د گا و شى ر ] ( اسم خاص ) . نام نقطه‌ايست بر كنار رودخانهء هريرود ، و در جنوب شهر هرات . ( 746 )

ص 160 ، سطر 20 : سياووشان « 2 »

[ س يا و و شا ن ] ( اسم خاص ) . قريه‌ايست در 5 ر 19 كيلومترى جنوب شرقى هرات ، بين 62 درجه و 16 دقيقه طول شرقى و 34 درجه و 13 دقيقه و 15 ثانيه عرض شمالى . ( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) . ( 747 )

ص 160 ، سطر 22 : كورزان

[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام بىشك غلط و صحيح آن « گازران » است و آن نام نقطه‌اى است بر جنب هريرود ، در غرب هرات ، بر سر راه كبوتر خان « 3 » .
هامش
( 1 ) - اصولا « دربند گاوشير » به دروازه‌هايى اطلاق مىشود كه در رودخانه‌هاى بزرگ براى ذخيره و تغيير مسير آب احداث مىكنند . رجوع به « آثار عجم » فرصت شيرازى ذيل « بند امير » شود . - « دربند گاوشير » فوق نيز يكى از دربندهايى است كه بر روى رودخانهء هريرود احداث كرده بودند . - كشميش‌اف محل اين جنگ را كنار هريرود مىآورد و مىگويد اللهيار خان به قصد « روزباغ » ( اين نام در قاموس جغرافيايى افغانستان « روضه باغ » و در 5 ر 15 كيلومترى جنوب شهر هرات ذكر شده است ) حركت كرد و سرانجام كارش بجنگ در « دربند گاوشير » كشيد . ( 2 ) - « قاموس جغرافيايى افغانستان » و « نقشه جغرافيايى ايران » اين نام را « سياه‌وشان » ضبط كرده‌اند . ( 3 ) - در نسخهء مورد استفاده حقير اين كلمهء « كورزان » و « كبرزان » هر دو آمده است . مينورسكى آن را « گازران » و كشميش‌اف « كاريزان » ذكر مىكند . به نظر اصل كلمه « گازران » بوده و « كورزان » در حقيقت شكل تبديل يافته ( تبديل الف به واو ) « گازران » است كه بعدها در دست نساخ « واو » « گوزران » نيز به « باء » تبديل و علاوه بر آن « راء » و « زاء » قلب مكانى شده است . فتامل
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 629 | ميرزا مهدي خان استر آبادى