شاه سلطان حسين خود مردى سليم النفس و راحتدوست بود . . . لذا متوجه قزوين شد و در آنجا رحل اقامت افكند .
رجوع بصفحه 31 « مجمع التواريخ » مرعشى شود
( 81 )
ص 7 ، سطر 13 : جلايل
[ ج لا ى ل ] ( جمع جليل ) . امور بزرگ . منه :
جلايل امور : معظم امور . ( از منتهى الارب ) .
( 82 )
ص 7 ، سطر 14 : تدليس
[ ت د لى س ] ( مصدر باب تفعيل ) . پنهان كردن عيب متاع بر خريدار . خدعه . مكر . فريب ( از منتهى الارب ) .
( 83 )
ص 7 ، سطر 19 : زمان خان :
مرعشى او را محمد زمان خان معرفى مىكند .
( از مجمع التواريخ صفحهء 27 )
[ ص 8 ]
( 84 )
ص 8 ، سطر 1 : دهره
[ د ه ر ] ( اسم ) . حربهايست دستهدار مردم گيلان و مازندران را ، دستهاش از آهن و سرش چون داس در غايت تيزى كه بدان درخت نيز اندازند . داس دروگرى ؛ سمتراش ( آلتى كه نعلبندان بدان سم ستور را مىتراشند ) ؛ شمشير كوچك و دودمه كه سر آن مانند سر سنان باريك و تيز است . ( از ناظم الاطباء )
( 85 )
ص 8 ، سطر 5 : صفى قليخان تركستان اوغلى
را بسردارى تعيين نموده . . :
در جنگ بين صفى قليخان « 1 » و ابدالىها بين قول « مرعشى » و « ميرزا مهدى خان » اختلاف فاحش وجود دارد . توضيح آنكه ميرزا مهدى خان فرماندهء ابدالى را در جنگ با صفى قليخان شخصى بنام « محمد زمان خان » مىآورد در صورتى كه مرعشى « اسد اللّه خان » ذكر مىكند به اين ترتيب طبق قول مرعشى اسد اللّه خان با دو فرمانده ايرانى جنگ كرد و فاتح شد كه يكى از آنها فتحعلى خان بود و ديگرى صفى قليخان . و سپس اسد اللّه بدست محمود غليجايى كشته شد و بعد از او محمد زمان بحكومت رسيد . ولى طبق قول ميرزا مهدى خان اسد اللّه خان فاتح جنگ با فتحعلى خان بود و بعد كشته شد
هامش
( 1 ) - مرعشى او را مردى تندخو و حسود و كينهورز نام مىبرد كه قساوتها و كشتنهاى بىجا كرد .