تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
استيلاء يافتند . ابراهيم خان از اصفهان آهنگ آذربايجان كرده ، عليشاه از اين معنى انديشناك گشته از مازندران بعزم تنبيه برادر حركت نمود . ابراهيم خان هم امير اصلان خان را از آذربايجان احضار كرده ، سپاه را مستعد و جمعيت خود را منعقد ساخته ، ما بين زنجان و سلطانيه تلاقى فريقين واقع گشت . فوجى از لشكريان عليشاه طريق نفاق پيش گرفته ، در همان جنگ - گاه از عليشاه جدا شده بابراهيم خان ملحق گرديدند . بقيهء قشون عليشاه شكست يافته و هريك سر خود برگرفته متفرق شدند . عليشاه با سه نفر از برادران خود و معدودى از خواص بطهران گريخت . ابراهيم خان ، سليم خان قرقلوى را فرستاده على شاه را با برادران بدستيارى ميرزا محسن نام ، كه از جانب على شاه حاكم آنجا و نمك‌پروردهء احسان او بود ، و جمعى از رجاله و اوباش طهران گرفته آوردند . ابراهيم خان چشم از برادرى و كوچكى و بزرگى پوشيده بتحريك سليم خان واحد العين ، برادر مهتر « 1 » خود را كور كرده ، امير اصلان خان بعد از انجام كار عليشاه با جمعيت خود روانه تبريز ، و ابراهيم خان روانهء همدان گرديد . امير اصلانخان را در آن سمت اختيار كاملى بهمرسيده ، لاف استبداد و بزرگى زد . ابراهيم خان بفكر دفع او افتاده ، از همدان حركت و در حوالى مراغه با امير اصلانخان جنگ كرده بر او فايق گشت . امير اصلانخان برهنمايى كاظم خان قراچه‌داغى و اعتمادى « 2 » كه بر دوستى او داشت ، خود را بكوهستان قراچه‌داغ كشيده ، در آنجا كاظم خان ببهانه‌اى او را دستگير كرده ، نزد ابراهيم خان آورد . ابراهيمخان او را با سارو خان برادرش در تبريز مقتول ساخت . بعد از اين مقدّمات ابراهيمخان را اقتدار كلى بهمرسيده تمامى قشونهاى خاقان كشورستان ، كه در سرحدات ممالك آذربايجان و كردستان و لرستان و خوزستان و فارس و بنادر و كرمان بودند ، با طوايف افغان و اوزبك به او پيوسته ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « مهين برادر خود » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « حسن عقيدتى »