تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
جمعيت بىنهايت انعقاد داده ، چنان كه عدّت لشكريانش بيكصد و بيست هزار نفر ميرسد . چون شمع دولت عليشاهى از ظهور صبح كاذب دولت ابراهيمخان سر بگريبان نيستى كشيده و چراغ اقبال ابراهيمخان آغاز خانه‌روشنى مىكرد ، و كوكب بختش نيم صباح مانند ستارهء سحرى آغاز درخشيدن مىنمود « 1 » . حسين بيك برادر خود را سردار و صاحب‌اختيار خراسان كرده ، باتفاق عليقلى خان يار قديمى خود و محمد رضا خان قراچورلو بخراسان فرستاده ، شهرت داد كه پادشاهى به ارث و استحقاق متعلق به حضرت شاهرخ است و او را غير از اطاعت و انقياد و تمكين آن حضرت بر مسند سلطنت منظورى نيست . شاهزاده به سمت عراق توجه نموده ، اورنگ سلطنت را بجلوس همايون زينت بخشد . منظورش اينكه در لباس اين تلبيس خزاين مشهد مقدس را نقل عراق نموده ، و قلوب اهالى خراسانرا نايل به خود ساخته ، در يتيم سلطنت و جهانبانى را به اين حيله بدست آورد . خوانين اكراد و رؤساء و عموم اهالى خراسان بعد از ورود حسين بيك بخراسان جواب دادند ، كه نهضت آن حضرت بعراق بنزد ابراهيم خان لزومى ندارد ، در خراسان جلوس واقع خواهد شد . او هم اگر بگفته خود صادق باشد آمده طريق موافقت بسپرد . پس همگى به اين معنى همداستان شده ، شاهزاده را از ارك برآوردند . شاهزاده از قبول سلطنت تحاشى كرده ، در مقام ابا و امتناع درآمد . خوانين در روضهء رضيّه رضويّه جمعيت نموده عهد و پيمانرا به قسم مؤكّد ساخته ، همگى دست بيعت دادند . شاهزاده نيز ناچار مقلّد امر پادشاهى گشته 1425 در نهم « 2 » شهر شوال سنه هزار و صد و شصت و يك هجرى در ارض ميمنت مانوس بر تخت سلطنت نشست . « سلطان اعظم » تاريخ جلوسش آمد . 1408 ابراهيمخان نيز بعد از استماع اين خبر در هفدهم ماه ذيحجه الحرام آن سال بمخالفت برخاسته بر وسادهء 1409 سلطنت نشست ، و با
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « و كوكب بختش كم‌كم شروع بدرخشيدن كرد . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « هشتم »