تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
نقد قلب سكهء پادشاهى بنام خود زد . چون « 1 » برادرش از مضمون صدق مقرون
« وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً »
« 2 » عدول جسته و مانند نسيم در افشاندن زر و سيم باددستى كرد و بعطاى آلاف الوف هر بىسروپاى تنگ‌مايه را پرمايه ساخته ، و اين را كرم ناميد ، و بساط ديگر گسترده هر سفله را نواله خور اسم خانى و صدرنشين پشت‌بام رعونت و حكمرانى ساخته ، صاحب منزلت و پايه گردانيده و اين را تأليف قلوب اسم گذاشت . شعر :
چون علم هر بىاصولى صاحب پيرايه شد * همچو منبر هر جمادى بود صاحب پايه شد .
از آذربايجان با جمعيّت موفور عازم خراسان گشته ، بنه و آغروق را با على شاه كور ، كه مقيّد و همراه داشت ، بقم فرستاده ، بعد از ورود به منزل سرخه 1410 سمنان لشكريانش ، كه هر روز كاسه ليس ظرف زمان دولت شخصى بودند ، زهر بيوفايى در كاسه‌اش كرده ، بعضى نزد شاهرخ و برخى باوطان خود شتافتند . ابراهيم شاه با طايفهء افغان ، كه با او موافقت ورزيده بودند ، ناچار روانهء قم شده ، مستحفظان قم در برويش بستند . ابراهيم خان افاغنه را بنهب شهر فرمان داده ، در كندوكوب و رفت‌وروب آن ساحت دلپذير تقصير نكرده قم را نمونهء شهر رى ساخت . و افاغنه ازو جدا شده عازم قندهار و در عرض راه بهر ولايت كه رسيدند قتل و غارت نموده خراب ساختند . پس ابراهيم شاه از آنجا عطف عنان كرده براهنمايى عمو اوغلى به قلعهء قلاپور 1411 تحصن اختيار كرد . اهل قلعه او را مقيد و چگونگى را بدربار شاهرخ عرض نمودند . و حسب الفرمان شاهرخ در همانجا او را از دو چشم كور و در عرض راه خراسان بامر شاهرخ با ديدهء نابينا هلاك ساخته ، و نعش او را بارض اقدس آوردند ، و عليشاه بنه را نيز بارض
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « مثل » ( 2 ) - سورهء 17 ، 31 ، معنى : « و نگشا آن را تمام گشودن پس بنشينى نكوهيده پشيمان »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 432 | ميرزا مهدي خان استر آبادى