كوندوزلوى افشار ارومى و حسين بيك شاهوار ، باشارهء عليقلى خان و تمهيد صالح خان قرقلوى ابيوردى و محمد قليخان افشار ارومى كشيكچىباشى و جمعى از هميشه كشيكان ، كه پاسبانان سراپردهء دولت بودند ، نيمهشب داخل سراپردهء گشته پادشاه را مقتول 1399 ، و سرى كه از بزرگى در عرصهء جهان نمىگنجيد در ميان اردوى ، گوى لعب طفلان ساختند . صبحگاهان كه اين خبر انتشار يافت اردوى همايون بهم برآمده طوايف افغان و اوزبك باتفاق احمد خان ابدالى ، كه هوىخواه دولت نادرى بودند ، پاس حقوق نمك آن اوجاق را مرعى داشته به افشار و لشكريان اردو آغاز ستيز كردند . افشاريه نيز جمعيت خود را منعقد ساخته با افاغنه بمجادله پرداخته ، ايشانرا از پيش برداشته پس نشاندند . و اردو را غارت كرده ، احمد خان چون تجسس و كوشش را بيفايده ديد ، دستهء افغان را برداشته از آنجا روانهء قندهار شد . و افشاريه اردو حقيقت حال را بعليقلى خان ، كه از سيستان آمده و در هرات ميبود ، عرض كردند . عليقلى خان چون يكران مراد را در زير ران خود ديد مسارعت ورزيده وارد مشهد مقدس و سهرابنام غلام خود را با طايفهء بختيارى و جمعى ديگر بر سر كلات فرستاده ، از اتفاقات مستحفظين برجى از بروج كلات ، نردبانى در خارج حصار گذاشته از آنجا آب براى خود مياوردند ، غافل شده ، نردبان را در همان مكان گذاشته از نشيب و فراز اقبال « 1 » بىخبر ، مأمورين پى به اين معنى « 2 » برده على الغفله بپايمردى معارج همّت بر شرفات 1400 كنگرهء مقصود صعود نموده و از سمت دربند ارعونشاه داخل كلات 1401 و آن حصن و حصين و قلعهء خداآفرين را ، كه از غرايب امكنه روى زمين است ، تصرف نمودند . نصر اللّه ميرزا باتفاق امامقلى ميرزا و شاهزادهء كامگار شاهرخ ميرزا هريك بر اسبى سوار و بجانب مرو فرار نموده ، كاظم بيك برادر عليقلى خان ، كه در آن وقت در كلات ميبود ، تا خارج شهر كلات بتعاقب شاهزادگان پرداخت .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » ، « از پست و بلندى سخت »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « مدعى »