تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
عليقلى خان چون ميدانست كه در عذر و انكار در حريم نادرى بهيچ‌وجه باز نيست و او را بشنيدن جواب و تحقيق صدق و كذب كارنه ، او هم با سيستانيان متّفق گشته آغاز مخالفت نمود . طهماسبقلى خان كه از به دو حال هرگز خيانت پيرامون خاطرش و شايبهء نفاق حوالى باطن و ظاهرش نگشته بود ، و هر چيزى در هر جا مىاندوخت از روى صدق برطبق اخلاص گذارده بسركار نادرى ميداد ، بعد از استماع پنجاه الف ابواب متوحش گشته ، اوّلا در مخالفت با عليقلى خان موافقت نموده ، غرض او اين بود كه دولت با يكى از اولاد جناب نادرى شده ، و سلسلهء او منقرض نشود ، و عليقلى خان بدستور سپهسالار و صاحب اختيار و اقتدار دولت باشد . و ثانى الحال كه از دواعى ضمير عليقلى خان مطلع گشت ، چون شخص هوشمند و مآل‌انديش بود ، دانست كه كار او بيمايه و ارّه بربيخ درخت تنومند چنين دولتى گذاشته از بن و ريشه قطع خواهد كرد ، از موافقت تخلف كرد و بمقام نصيحت درآمد . چون عليقلى خان مزبور گرفتار وساوس شيطانى و هواجس نفسانى بود ، نصايح خيرخواهانه طهماسبقلى خان ، بر طبع او گران آمده طهماسبقلى خان را مسموم ساخته 1397 ، رايت استبداد برافراخت ، و داعيهء خود را به اطراف ممالك منتشر ساخت . جمعى ، كه از بيم سطوت قاآنى سربگريبان گمنامى كشيده كنار گرد وادى بىسامانى بودند ، باعلان تمرد پرداخته ، در مقام طغيان درآمدند . از آن جمله اكراد خبوشان بودند كه يكباره ترك اطاعت كرده بناى سركشى گذاشته و ايلخيان خاصه را ، كه در قوروق رادكان ميبود ، تاخت كرده بردند « 1 » . پادشاه بعد از ورود بارض فيض نمود بتنبيه اكراد خبوشان مصمم گشت « 2 » در شب يكشنبهء يازدهم جمادى الاخرى سال هزار و صد و شصت هجرى ، در منزل فتح‌آباد 1398 خبوشان محمد بيك قاجار ايروانى و موسى بيك ايرلوى افشار طارمى و قوجه بيك
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « و برده بودند . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « كمر بست »