تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
عدم ميساختند . اين دفعه نوبت بمحصلان رسيده ، بتهمت طمع‌كارى و اخذ مهلتانه و اغماض بمعرض مصادره درآمده ، و نوبت ابواب در فراز بام بنام ايشان كوفته شده ، اينوجه را از ايشان ميخواستند . و ايشان هم به اين منوال در زير چوب * درخت افتراء را از براى خرد و بزرگ به صد گونه شاخ و برگ ميآراستند * « 1 » . سه نفر از خدا بى خبر 1395 را سه پايهء اوجاق كيوان‌شان بل چهار ركن ايوان مثلث‌بنيان ساخته بودند كه آنچه بر زبان الهام بيان يا بخاطر وحى ترجمانشان ميگذشت ، فى الفور زبانها را بتصديق و تحسين و مدح و آفرين آن نادره‌كار سحرآفرين نغمه‌سرا و نواپرداز
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
« 2 » مىساختند ، و هرگاه عياذا باللّه قصورى و نقصى در اوامر عليه واقع ميشد ، ايشان به ياد آن حضرت ميانداختند و خود را شاهد تعريف نموده ، در خطوخال جمال دلاراى شاهد اعتقادش افزوده ، برنگ‌آميزى و نيرنگ‌سازى ميپرداختند . مع هذا از اين تعديات بهيچ‌وجه اطفاء حرارت غيظ نادرى نگشته نايرهء بيداد را به حدى اشتداد دادند كه چند نفر هندو و ارمنى و مسلمان را در ميدان نقش‌جهان اصفهان ميان آتش افروخته سوختند . 1396 و در دهم محرم الحرام سنهء هزار و صد و شصت هجرى ، كه از اصفهان حركت كرده بجانب خراسان ميآمدند ، بهر مملكتى كه وارد مىشدند كله منارى از رؤوس رؤسا و ضعفاى بيگناه ترتيب مىيافت . در آن اثنا اهالى سيستان سر از اطاعت باز زدند . عليقلى خان را ، كه برادرزاده و پروردهء ظلّ تربيت آن حضرت بود ، باتفاق طهماسب خان جلاير ، سردار كابل ، مأمور بتنبيه آن جماعت كرده ، مقارن آن عمّال آن سركارات ، كه بپاى آن حساب آمده بودند ، از شدت ضرب و شتم نادرى دروغها برهم سرشتند . صد الف باسم عليقلى خان و پنجاه الف باسم طهماسبخان ابواب نوشتند ، و محصلان به تحصيل اين وجه مأمور و بسرعت برق و باد روانه گشتند .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : عبارت بين دو ستاره چنين است : « چراغ بىفروغ دروغ را براى خرد و بزرگ روشن مىساختند . » ( 2 ) - سورهء 53 ، آيهء 3 و 4 ، معنى : « و سخن نميگويد از هوى نيست او جز وحى كه وحى كرده شد . »