عازم داغستان شدند ، در امر سلطنت و جهاندارى يگانه ، و در راه و رسم معدلت و عاجزنوازى مردانه بودند . اهالى ايران نيز از خرد و بزرگ و تاجيك و ترك فدويانه نقد جان در راه او مىباختند . بعد از آنكه داغستان مسير كوكبهء خلافت مصير شد ، بنابر استيلاى وساوس و توهمات چند قرة العين جهاندارى و جهانبانى رضا قلى ميرزا را ، كه فرزند مهين و وليعهدوار شد اولاد بود 1392 از نظر انداخته ، ديدهء جهانبين او را از بينايى عاطل ساختند « 1 » . از غصه و غم فرزند ارجمند تغيير در احوال ايشان راه يافته آشفتهمزاج گشتند .
در خلال اين حال از مردم ايران ، كه پروردهء حقوق اين دولت بودند ، امور چند بظهور آمد كه بيشتر سبب تغيير عقيدت آن حضرت گشته ، ورق حسن سلوك را برگردانيدند . از آن جمله در حينى كه از سفر خوارزم صرف زمام عزيمت كرده عازم داغستان بودند ، بنحويكه گذشت ، وجود شريفشان را ، كه باعث امن و امان جهانيان بود ، نيكقدم غلام بىسر و پاى هدف گلولهء تفنگ ساخته ، مشخص بود كه ظهور چنين امرى از چنان شخص بدون تحريك شاخصى نيست . و ديگر در آن اوان كه از دربند رايتافراز مملكت روم گشتند ، منظورشان آن بود كه تا اسلامبول عنان اشهب همّت را كشيده ندارند . اهالى فارس و بنادر عموما با تقى خان شيرازى ، كه ببركت تربيت آن حضرت « 2 » از نازلترين پايه ميرابى شيراز برتبهء ايالت كل فارس و عمان سرافراز گشته بود ، اتّفاق نموده و كلبعلى خان كوسه احمد لوى سردار را ، كه خالوى شاهزادگان بود ، بقتل رسانيده لواى مخالفت برافراشتند . و همچنين اهالى شيروان حيدر خان افشار حاكم خود را مقتول ساخته ، محمد ، ولد سرخاى لكزى ، را ، با سام نام مجهول الحال ، كه كيفيت حال او در طى وقايع سال قبل نگارش يافت ، بسلطنت برداشتند . و قاجاريه استراباد هم با تركمانيه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « او را از حليه بينايى عاطل ساختند »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « كه بحسن تربيت و اصطناع حضرت ظل اللهى »