منارهها در راسته خيابانهاى چمن ترتيب دادند ، * و پاى دسته گل را به چوب و ريسمان بستند * « 1 » . درختان قوى ساق كنده برپا ، دوشبدوش در مجلس گلزار نشستند . هندويان گلهاى آتشين را بر آتش سوختند و مسيحيان گل مريم را چون زنّار از گلو كشيدند . ساحت گلگشت به مسلمانان گلهاى محمدى آتشكدهء نوبهار گشت ، و شعلهء نالهء بلبل لاله را آتش بجان انداخت .
چنار دست تطاول برافراشت و نسيم كلاه شكوفه را از سر ربوده سر شاخسار را بىكلاه گذاشت . گل در كمال خوارى براى خردهء زر از چوب آويخته شد و خون لاله و شقايق در هر گل زمين ريخته . اندام بنفشه از چوب جفاى چمن كبود گشت و جويبار را آب طاقت از سر گذشت . بيد راه خلاف گزيد و گل رعنا دورويى ورزيد . گردنفرازان باغ ياغى « 2 » گشته سر بسركشى برآوردند ، و قورچيان صبا اسباب تجمل گل را بيغما بردند . جگر - گوشگان گلشن از سبزه و سه برگه دشنه بر روى يكديگر كشيدند ، و چمنپيرايان بساتين و جوانان رياحين نوزادگان گلها را بدست خويش سربريدند . جشن نوروزى در خارج شهر كرمان با دولت و اقبال انقضاء يافته ، از آنجا موكب همايون عازم مشهد مقدّس و چون بخت را وارون و اوضاع را دگرگون يافتند ، نصر اللّه ميرزا را با شاهرخ ميرزا و باقى شاهزادگان و جواهرخانه و نفايس و اسباب سلطنت از عرض راه به خيال
« لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ »
« 3 » روانهء كلات 1391 ، و خود وارد ارض اقدس گشته ، تيغ زهرآبگون بيرحمى را جلا داده جلادانه بعاجزكشى و سفك دماء بيگناهان پرداختند .
در بيان خاتمه كار خاقان غفران مآب و كيفيّت قتل او با اولاد و اعقاب .
خديو بيهمال از به دو حال تا هنگامى كه از سفر خوارزم برگشته
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « باغى »
( 3 ) - سورهء 35 ، آيهء 32 ، : « نمىرسد ما را در آن رنجى نميرسد ما را در آن ماندگى . »