تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
تعلّق داشت كه بسبب اختلاف‌انگيزى شاه اسماعيل بدولت عليّهء عثمانيه انتقال يافته ، ضمنا اظهار شد كه هرگاه بر طبع اقدس پادشاه اسلام‌پناه شاق 1382 و مخالف رسم وفاق نباشد ، يكى از آن دو مملكت برسم عطيّه از آن حضرت بحوزهء ممالك محروسهء اين طرف انضمام يابد ، و آن حضرت را از راه برادرى در ردّ و قبول آن مختار ساخته بوديم ، و در نامهء همايون ، كه از آن دولت و الا مصحوب افتخار الا ماجد نظيف افندى عزّ وصول بخشيد ، اندراج يافته بود : كه اگرچه نظر بمآثر 1383 مشكوره و مساعى مبروره ، كه از دولت نادريّه در امحاء و ازالهء آثار بدع بظهور پيوسته ، دولتين عليتين را متّحد ميدانيم ، ليكن بنابر بعضى جهات خاطر اقدس متعلق برآنست كه بنحويكه مواد سابقه منفسخ شده ، از آن مطلب نيز براى مزيد الفت و التيام ، اغماض و اغضاء 1384 ، و مصالحهء ايّام خديو خلد مرابع ، سلطان مراد خان رابع ، ممدود و ممضى 1385 شود ، تا دوستى در ميانهء دو دولت عظمى و اخلاف كرام و اعقاب عظام نسلا بعد نسل در عرصهء روزگار باقى و پايدار بماند . از آنجا كه اعليحضرت پادشاه اسلام‌پناه وعدهء اين گونه دوستى ممدود و حبل محبت را بعقود مواثيق مسدود فرموده‌اند ، ما نيز مراعات سنن دوستى را بر ذمهء خود واجب و رضاجوى خاطر آن حضرت و آرامش بلاد را اهم مطالب و اعظم مآرب 1386 شمرده ، بعد از وصول نامهء مسكية الختام مأمول ثانى آن خديو اسلام را نيز بحسن ارتضاء مقرون ، و معتمدى ببناى امر مصالحه مأمور ساختيم . فيما بين معتمدان دولتين امر صلح بيك اساس و شرط و سه ماده و تذييل بر اين نهج قرار يافت و استحكام پذيرفت .

اساس :

صلحى كه در زمان خاقان خلد مرابع سلطان مراد خان رابع واقع شده ، فيما بين دولتين مرعى و حدود و سنورى كه در ميانه مقرّر بود به همان دستور استقرار داشته ، تغيير و خلل در اركان آن راه نيابد .