تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
اينكه از بدء خروج شاه اسماعيل صفوى سبّ و رفض در ايران علانيه شيوع و معادات و مبغضت فيما بين روم و ايران به آن تقريب ظهور و وقوع داشت ، نظر بمذهب حنفى اهل سنت و جماعت ، كه مختار آباء كرام و اسلاف عظام ما بوده ، از سلطنت ايشان تحاشى ، و بعد از آنكه الحاح مكرر ازان گروه ناشى شد ، امر فرموديم كه هرگاه آن طايفه باللسان تارك اقوال لاطايل و بحقيت خلفاء كبار قايل شوند ، بحصول مسؤول نايل خواهند شد . ايشان هم حكم اقدس را قبول و از حالات سالفه نكول كردند ، چون اعليحضرت قدر قدرت ، اعظم سلاطين جهان ، و افخم خواقين دوران ، خديو سليمان‌حشم ، خسرو خورشيد علم ، ناصر الاسلام و المسلمين ، قامع الكفار و المشركين ، خاقان البرين و سلطان البحرين ، ثانى اسكندر ذو القرنين ، خادم الحرمين الشريفين ، برادر جهان داور گردون بارگاه ، پادشاه اسلام‌پناه ، ظل اللّه السلطان الغازى سلطان محمود خان مد اللّه ظلال خلافته على رؤوس العالمين ، خليفهء اهل اسلام و فروغ مشعل دودمان تركمانيه بودند ، براى مزيد الفت بين الحضرتين و رفع غوايل شور و شين از ميانهء فريقين نواب همايون ما مطالب خمسه را كه در وثايق سالفه مسطور است از پادشاه سكندر دستگاه مأمول و بعد از تكرار آمد و شد سفراء آن حضرت نيز سه ماده را متلقى بقبول و دو ماده را بمعاذير شرعيه و محاذير ملكيه موكول ساخته ، بموجب نوامج نوافج ختام خواهشمند فسخ اين مرام گرديدند ، اگرچه نواب همايون ما كه بنسايم محبت غنچه‌گشاى ازهار اظهار اين مطالب گشتيم سواى رفع تباغض 1378 و دفع تناقض 1379 و اراحهء 1380 عباد و ازاحهء 1381 آثار عناد منظورى نداشتيم ، ليكن بنابر خواهش آن پادشاه سليمان‌مقام و حفظ ناموس اسلام تكاليف معهوده متروك و طريق مسالمت مسلوك داشته ، اين نويد آرام‌بخش را بخديو فلك رخش اعلام نموديم . اما چون بعضى از ممالك عراق و آذربايجان در ازمنهء سابقه بسلاطين تركمان