در بيان وقايع پارسئيل مطابق سال هزار و صد و پنجاه و هشت
شب دوشنبه بيست و ششم ماه صفر * كه پيشكاران زرينلباس نجوم و اختر * « 1 » بامر
« فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً »
« 2 » پا برهنه بانجمن آرايى محفل سپهر پرداخته ، اسباب زرين و سيمين در بزم فلك چيده ، خدمتگزاران قضا و قدر بساطهاى گلدوزى بر فراز ايوان چرخ نيلى كشيدند .
داور جهاندار خورشيد بعد از انقضاى پنج ساعت و دوازده دقيقه برسم شبگير بر تختگاه حمل خراميد * و خزانهداران قواى ناميه در كلات جهان ابواب مخازن نشو و نما گشوده ، از گوهرهاى غلطان شبنم و لالى آبدار قطرات سحاب سلكهاى منظوم و عقود منضود كرده برطبق عرض گذاشتند * « 3 » و گنجوران قواى ناميه از لعل و ياقوت لاله و شقايق ، و زمرد و فيروزهء سبزه و سه برگه آنچه در مكامن امكان ممكن بود بر ساحت گلزار چيده ، از گلهاى ملمع عرصهء خاك را مينا و مرصّع ساختند . خسرو خاورى باظهار دلگرمى دفع برودت از عرصهء جهان كرده ، دبيران چابكدست چنار با قلم شاخسار بر صفحات دشت و اوراق گلزار بمصالحه نامهنگار شدند ، ايلچيان فلك شادروان ابرآزارى براى اطفاى آتش كانون فتنه در حدود شهرستان فصلين قطرهزنان گشتند . جشن نوروزى در ارض اقدس منقضى شد و چون سير متنرهات 1376 كلات و عمارات جنتآياتى ، كه در آن قلعهء خداآفرين و رشك معمورهء روى زمين احداث شده بود ، مكنون ضمير انور ميبود . در بيست و پنجم ربيع الاول از ارض فيضنشان عازم آن مكان و چند روز مجلس سرود و سرور آراسته ، بعيش و عشرت و تماشاى آن نزهت سراى و انتظام امور آنجا پرداختند . كرورهاى نقد با حاصل بحر و كان و نفايس بيكران ، كه بمرور دهور از اقاليم جهان در آن مكان جمع آمده بود ، بمعرض عرض درآورده ، و تحويل امينان هوشيار و معتمدان ذوى الاعتبار كردند . موكب
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « كه كارگران خوشلباس ستارگان »
( 2 ) - سورهء 20 ، آيهء 12 : « پس بكن نعلينت را بتحقيق تو در وادى پاكيزه طوائى . »
( 3 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .