تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
انقلاب دهر به تصرف غير درآمده بود ، به زور بازوى تأييد الهى و قوت سرپنجهء اقبال شاهنشاهى انتزاع و كسر بنيان شوكت ارباب عناد و نزاع نمودند ، تا اينكه در سال هزار و صد و چهل و هشت در شوراى كبراى ، كه عموم وضيع و شريف ايران را احضار و مجلس مشورت را انعقاد دادند كه آن جماعت هركس را خواهند بسلطنت اختيار نموده بنائى بر كار خود بگذارند ، اهالى ايران دست در دامن ابرام و الحاح زده عرض كردند كه خداوند عالم پادشاهى را به آن حضرت و آن حضرت را بما كرامت فرموده ، ما را اختيارى در تغيير حكم الهى نيست و اين سلطنت حق آن جناب است ، بنحويكه از روز اول صيانت ما كرده عرض و نفس مسلمانان را از چنگ دشمنان قوى رهايى داده‌اند باز در مقام محارست ما باشند و ستمديدگان ايران را باميد ديگرى نگذارند . اعليحضرت شاهنشاهى نيز فرمودند كه هرگاه اهالى ايران بسلطنت ما راغب و آسايش خود را طالب باشند در صورتى مسؤول ايشان تلقى بقبول و مقرون بحصول خواهد شد ، كه سبّ و رفض را ، كه مخالف رويهء اسلاف كرام و آباء عظام نواب همايون ماست ، تارك و بر منهج حقيّت خلافت خلفاى راشدين سالك و ناسك 1332 شوند . ايشان نيز از راه حقّانيت بدون شائبه امانيت متفق الآراء اين حكم قدسى را بسمع اذعان اصغاء و وثيقه براى توكيد اين مطلب نوشته بخزانهء عامره سپردند . اعليحضرت شاهنشاهى نيز در ازاء اين معنى ايلچى روانهء دولت عليّه عثمانى كرده ، از اعليحضرت سكندر حشمت باسط بساط امن و امان ناشر رايات
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
« 1 » سلطان البرّين و خاقان - البحرين خادم الحرمين الشريفين ثانى اثنين اسكندر ذو القرنين ، داور دارا درايت كيخسرو غلام و خديو گردون شكوه انجم احتشام پادشاه اسلام‌پناه روم ابدّ اللّه بقائه طالب پنج مطلب شدند . اول اينكه : اهل ايران از عقايد سالفه و سبّ و رفض نكول و مذهب
هامش
( 1 ) - سورهء 16 ، آيه 92 : « بتحقيق خدا مىفرمايد به عدالت و احسان »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 390 | ميرزا مهدي خان استر آبادى