از ظهور طليعهء سلطان بهار با لكزى برودت از داغستان كوهسار راه فرار پيمود . قلندر بىبرگ و نواى بهمن ، كه در تورانزمين چمن عرصه را از قزلباش آتشخوى گلهاى آتشين خالى ديده لواى استبداد برافراشته بود ، از هجوم كوكبهء قواى ربيعى وداع ديار هستى نمود . روز چهارشنبه جشن نوروزى و فيروزى در كمال بهروزى و عشرتاندوزى بتقديم رسيد . چون در در نفس قدسى سرشت همايون مخمّر و معهود بود كه بعد از فراغ از امور مملكت روم و اتساق اوضاع آن مرز و بوم ، سلطنت ايران را بيكى از شاهزادگان كرام تفويض ، و خود در كلات ، كه مسكن قديم همايون است ، بناى گوشه نشينى را ، كه پادشاهى عالم معنى عبارت از آنست ، بگذارند ، لهذا معماران مهارتپيشه و مهندسان درستانديشه ، و سركاران سختكوش و كارگزاران صاحب هوش ، تعيين فرمودند كه در كلات معمارى نمايند و ابنيهء رفيعه كه در رفعت و اعتلاء همدوش ايوان سپهر برين و طاق مقرنس 1313 رواق چرخ هفتمين باشد ، با بيوتات و حمامات و دكاكين و خانات و آبانبارهاى كوثر تسنيم ، صفاپرور و برگههاى زمزممزاج سلسبيلاثر ، احداث و از اطراف ممالك محروسهء شاهنشاهى نفايس اسباب و لطائف اثواب و فواخر اقمشه و ذخائر امتعه و از هر جنس ما يحتاج و هر نوع چيزى ، كه چنين سركار عظيم القدر را به آن احتياج افتد « 1 » به زودى مهيّا و نقل آن نزهتسراى جنتقرين و بهجتآباد خلدبرين ، كه حصن حصين جهان و ركن ركين معمورهء عالم امكانست ، نمايند . موكب نصرت اشتمال روز پنجشنبهء بيست و پنجم ربيع الاول ، كه اواسط جوزاى آن سال و هوا را موسم اعتدال بود ، اولا تنبيه اشرار طبرسران را وجههء همت ساخته ، از سمت دشت كافرى حركت و آنچه لازم بود از تأديب و احراق اماكن ، و چرانيدن مزارع و محصول آن طائفه به عمل آمده ، * در آن ديار ديّارى و از آبادى آثارى نگذاشتند * « 2 » . و از آنجا عطف عنان بجانب ساير محال داغستان
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « سركار عظيم القدر به آن محتاج باشد . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .