تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مضمون كه چون شاه اسماعيل صفوى ، كه در سنهء نهصد و شش هجرى خروج كرد و جمعى از عوام كالانعام را با خود متّفق ساخت ، بنابر اغراض نفسانى « 1 » و رياست دنياى دنىّ در ميان اهل اسلام قدح زناد 1302 دوبرهمزنى كرده ، بناى سبّ و رفض گذاشت ، و باينوسيله احداث مبغضتى 1303 عظيم بين المسلمين نموده لواى نزاع و نفاق برافراشت ، به حدى كه كفره در مهد آسايش استراحت گزين شدند ، ولى فروج و دماء مسلمين بمعرض تلف درآمدند . در شوراى كبراى صحراى مغان در حينى كه جمهور انام و كافّه خاصّ و عامّ ايران ، از نواب همايون ما استدعاى امر پادشاهى مىكردند ، بايشان تكليف فرموديم كه در صورتى مسؤول ايشان مقرون بقبول خواهد شد كه ايشان نيز از سبّ و رفض 1304 « 2 » ، كه از به دو ظهور شاه اسماعيل در ميان اهل ايران شيوع يافته ، نكول و تبرى و در فروعات مقلّد امام به حق ناطق جعفر صادق عليّه السلام باشند ، و حقيّت خلافت خلفاى راشدين را ، كه مذهب آباء همايون و اروغ ميمون ما بوده ، بالجنان و اللسان اذعان و قبول كرده ، از رفض و تبرى تبرى 1305 و بولاى ايشان تولى 1306 نمايند . براى تاكيد اينمعنى از علماى اخبار و فضلاى ديندار ، كه ملتزمان ركاب ظفرشعار و پرتواندوز انوار حضور مهرآثار بودند ، تحقيق و استفسار فرموديم همگى بعرض اقدس رسانيدند كه بعد از بعثت حضرت سيد المرسلين صلّى اللّه عليه و إله و اصحابه اجمعين ، هريك از صحابهء راشدين در ترويج دين مبين بذل نفوس و اموال و هجرت از اهل و عيال و اعمام و اخوان كرده و لوم‌لئام و تعيير خاص و عام را بر خود قرار داده ، باينجهت بشرف صحبت خاص جناب رسالت مآب اختصاص يافته ، پيرايه پوش تشريف نزول آيهء وافى هدايه
« وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ »
« 3 » گرديدند ، بعد از رحلت حضرت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « به اعتبار غرضهاى نفسانى » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « از عقايد فاسده و اقوال كاسده » ( 3 ) - سورهء 9 ، آيهء 101 : « پيشىگيرندگان پيشينيان از مهاجران و انصار و آنها كه پيروى كردند ايشان را به خوبى »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 373 | ميرزا مهدي خان استر آبادى