مروّت و عناياتى كه از جانب اقدس شاهنشاهى در ازاء خيانتهاى ايام سابق ايشان بظهور پيوسته ، عين ناسپاسى و كمال حقنشناسى بود ، لذا نصر اللّه ميرزا را ، كه نافذ الحكم ممالك خراسان بود ، با افواج خراسان و توپخانه و استعداد كامل مأمور تنبيه اشرار خوارزم ، و مقرّر فرمودند كه بعد از نوروز عازم آن سمت شود . ارتوقايناق با اهالى و اعيان و رؤساء و سركردگان آرال و خوارزم از توجّه موكب شاهزاده خبردار ، و از نشأة بادهء سركشى كه دردسر خمار در عقب داشت ، هشيار گشته از روى اضطرار نادم و پشيمان و خائف و هراسان عازم خراسان شده ، در حدود مرو به خدمت شاهزاده پيوسته ، مستدعى عفو گناه و متعهد خدمت و سپردن بقيّهء اسراء و دادن فوجى ملازم جديد شد . شاهزاده در مرو توقّف ، و بعد از عرض و حصول اذن و رخصت از خدمت شاهنشاه سليمان حشمت ، بسبب اينكه پنجهزار نفر از اوزبكيه خوارزم در ركاب نصرت انتساب مشغول خدمتگزارى و سالك طريق سربازى و جانسپارى بودند ، از دربار شوكتمدار خاقانى بمراعات حقوق خدمت ، و ضعيفحالى « 1 » و ملاحظهء پاس نيازمندى و شكستهبالى ايشان ، تقصيرات آن طايفه را باغماض عفو مقرون و واليگرى بر طبق مسؤول آن طايفه به ابو المحمد خان ولد ايلبارس ، كه از سايهگزينان تحت لواى نصرتمدار شهزادهء كامگار بود ، عنايت ، و اتاليقى والى مزبور را به آرتوقايناق مرحمت ، و اتاليق مزبور برادر خود را با جمعى از رؤسا روانهء ركاب نصرت انتساب نموده ، مقرّر فرمودند كه شهزاده والى مزبور را مخلّع ساخته روانه ، و مجددا فوجى شايسته براى خدمت ركاب همايون از جوانان كارآمد آرال و خوارزم گرفته روانهء درگاه معلّى و بقيّه اسراء را نيز مستخلص ساخته ، تتمهء خانوار تكه و يموت آن ولايت را كه بدفع الوقت گذرانيده و ماندهاند ، تماما كوچانيده روانهء خراسان سازد ، و رؤساى آن طايفه بر وفق فرمان تعهد
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « ضعيف نالى »