رخصت انصراف به خوارزم حاصل نموده ، روانهء خوارزم و شهزاده بجانب خراسان منصرف ، و در بيست و دوم جمادى الاخرى وارد ارض فيضنشان گرديد .
در بيان سوانح بلخ و ظهور درويش فسادانديش در آن مملكت و ادعاى سلطنت و مآل كار او .
از سوانح امور اينكه بعرض اقدس رسانيدند كه در اواسط شهر شوّال شخصى مجهول الحال از اويماقات اوبه و شاقلان در لباس درويشى وارد اندخود و از آنجا عازم بلخ گشته ، در آستانهء مقدسهء شاه مردان ، كه نزديكى بلخ است ، ادعاى امامت و اظهار معجزه و كرامت نموده جمع كثيرى از ترك و تاجيك بلخ با عصمت اللّه خان قبچاق و سعيد شبرغانى ، و اكثرى از سرخيلان اوزبك به او گرويده ، در اندك روزى دوازده هزار نفر بر سر او جمع و از اطراف تمامى اوزبكيّه حتى نياز خان والى از عقل خالى ، از روى نياز به زيارت درويش مزبور رفته ، خاك قدمش را بجاروب مژگان رفته است . بعد از آنكه رفته رفته كار درويش مزبور بالا گرفت ، والى خائف شده ، جمعى را بر سر او فرستاده فيما بين جنگ واقع و قشون طرف والى « 1 » شكست يافته ، وكيل بلخ در ميانه با جمعى مقتول ، و قشون اوزبك دست بفساد آورده ، و در بيرون و درون شهر هريك از مردم خراسان و قزلباش را كه ديده بقتل رسانيدهاند و والى فعلا در ارك متحصن شده است . بعد از رسيدن اين خبر جمعى از غازيان سرحدات بسردارى محمد حسين خان چمشگزك ، بيگلربيگى خبوشان ، و اللّه وردى بيك و محمد قاسم بيك قرقلو و جمعى از خوانين براى دفع اين فتنه و تنبيه درويش « 2 » مزبور با توپخانه و استعداد مأمور بلخ ، و مقارن آن بتاريخ يوم جمعهء دوازدهم ذيحجة الحرام خبر رسيد كه در اثناى محاربه باطن درويش وارونه مدد كرده ، عصمت اللّه مزبور كه از جانب درويش بپادشاهى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « قشون اينطرف »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « سركوبى و رفع درويش »