تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
بمعرض سياست درآمد . و چون به نيك‌قدم اقرار جان‌بخشى شده بود ، او را از هر دو چشم كور كردند . و نيز در آن اوقات آدم از نزد پادشاه والاجاه هندوستان با تحف و هدايا جهت تهنيت فتح توران و خوارزم وارد ، و بعنايات خاقانى سر بلند گشته ، رخصت انصراف حاصل نمود . هم‌چنين نظيف افندى و منيف « 1 » افندىنام ، از دولت عثمانى بسفارت مأمور ، و باتّفاق حاجى خان چمشگزك ، كه ايلچى روم بود ، از دربار عثمانى رخصت انصراف يافته ، در ماه ذيقعدة الحرام وارد دربار سپهر احتشام شده ، و نامهء پادشاه سكندر جاه روم را ، كه مشعر بر اعتذار از قبول مذهب جعفرى و تفويض ركن بود ، رسانيدند . جواب به حضرت پادشاه سابق الذكر مرقوم شد كه قبل بر اين‌كه پادشاهى ايران بسلاطين تركمان اختصاص داشت ، بعضى از ممالك روم و هندوستان و تركستان داخل حوزهء مملكت آن طبقه بود . بعد از آنكه باقتضاى تقدير الهى سلطنت ايران بسلسلهء عليّهء صفويّه انتقال يافت در عهد آن سلسله بلخ با توابع به تصرف اوزبكيّه ، و كابل و توابع به تصرف سلاطين هند ، و عراق عرب و ديار بكر و بعضى از ممالك آذربايجان به تصرف دولت عثمانيّه درآمد . چنان كه بطون سير و تواريخ به آن مشحون است و حدّ و سنور هم ، كه فيما بين خاقان مغفور امير تيمور و اجداد خلد مكين آن پادشاه سليمان‌نگين قرار يافته ، معلوم مىباشد . و در مغان كه بتأييد الهى جلوس بر اورنگ سلطنت ايران واقع شد . منوى و معهود ضمير گشت كه انشاء اللّه تعالى وحده العزيز ممالك موروثى ، كه در تصرّف ممالك اكناف است ، انتزاع و استرداد شود ، سواى ممالك متصرّف فيه روم ، كه اوّلا آن حضرت را بقبول تكاليف خمسه تصديع دهيم ، هرگاه صورت حصول پذيرد فهو المراد « 2 » ، و چون غرض اصلى نظم سررشتهء ايليّت است البته در باقى موارد مضايقه نخواهد بود ، و ملك و مملكت فيما بين جدايى نخواهد داشت . و هرگاه مقرون بقبول نگردد مكنون بال را نگاشتهء لوحهء اعلان
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « خيف » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « فهو المطلوب »