وصول اين خبر مروحه جنبان غضب قيامتلهب ، و دامنزن نائرهء سخط شاهنشاهى گشته ، عزم جهانگشا تصميم يافت كه چندى در حدود دربند داغستان توقّف ، و مادام كه اشرار آن سرزمين را تنبيه و مطيع و منقاد نسازند ، لواى توجّه بسمتى نيفرازند . احكام همايون عزّ صدور يافت و محصّلان تعيين شد كه از حدّ تفليس الى خلخال و اردبيل و تبريز ، از خالصجات ديوانى و غيره ، غلّه به جهت سيورسات غازيان با عرّادهء توپ و دواب حمل و نقل اردوى معلّى نمايند . 1297 رايت نصرتآيات در پنجم شعبان وارد دربند ، و روز چهارم آغروق اردوى معلّى را گذاشته با فوجى متوجّه محالّ قراقيطاق گشته ، از دربند تا حد ولايت شمخال همه جا بفاصلهء دو فرسخ و سه فرسخ قلعهجات محكم ترتيب داده ، جمعى را به آنجا تعيين فرمودند ، كه تمامى آن محالّ در تصرّف غازيان بوده ، تا از هر جا اثرى از لكزيه بظهور رسد در تنبيه ايشان كوشند « 1 » . در روز دهم رمضان المبارك مراجعت ، و سمت دشت كافرى 1298 ، سه فرسخى دربند را ، كه جاى پرعلف و آب بود ، براى قشلاق اختيار و حرم محترم و بنه و آغروق را با بقيّهء اردو از دربند احضار ، و مقرّر فرمودند كه هريك از رؤساى غازيان خانهاى از چوب و نى ترتيب داده ، بتهيّه سامان و اسباب زمستان پردازند « 2 » .
از مؤيّدات اقبال كه در اوان توقّف موكب جاه و جلال روى داد اينكه : سابقا نگارش يافت كه در جنگل مازندران تفنگ بجانب اقدس انداخته بودند . چون به چند نفر از جماعت تايمنى ، كه در آن اوقات فرار كرده بودند ، مظنّه ميرفت ، كس براى دستگيرى آنها تعيين و فراريان مزبور را در هرات ، در حدود اوبه و شاقلان ، گرفته ، بحضور اقدس آوردند . معلوم شد كه نيكقدم ، غلام دلاور تايمنى ، با غورى آقا ميرزا ولد دلاور ، كه در ركاب فيروزى انتساب ميبود ، مصدر آن حركت شده است . آقا ميرزا در ازاى صدور اين جنايت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « به كار ايشان پردازند . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » جملهء « تا زمستان را در آنجا بگذرانند . » را اضافه دارد