تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
راه و سختى اماكن آن جماعت بحديست كه بپايمردى اشهب قلم طىّ وادى توصيف آن نتوان كرد . از تمامى آن مرز و بوم از ابتداء تا منتهى ، كه دوازده روز راه است ، قطعه‌اى زمين مسطح نمىباشد ، و راهى ، كه دو پياده پهلوى هم توانند رفت ، بصعوبت پيدا مىشود ، قطع نظر از آن به حدى ييلاقيت دارد كه در تابستان قلل جبال آن از برف خالى نيست و اكثر اوقات تابستان آن با زمستان جاهاى ديگر لاف مساوات مىزند . پانزده روز ديگر در آن نواحى بتنبيه سركشان آن ديار و اشرار پرداختند . از سوانح اتفاقيّه آنكه : جمعى از جزائرچيان را كه بتنبيه فرقهء لكزيه مأمور ساخته بودند چون آنها را شخص نابلد همراه و بدرقهء راه بود ، در مقام نامناسب ما بين كوه پربرف آغاز جنگ كرده ، جمعى از فريقين :
« فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ »
« 1 » بعرض هلاك درآمدند . چون موسم عقرب و خريف بود نزول برف و باران و شدّت سرما مانع شد كه تنبيه طايفهء آوار بر وجه بليغ به عمل آيد ، لهذا از آن منزل حركت و عطف عنان فرمودند ، و سرخاى نيز با كوچ و بنهء خود از قموق حركت كرده در موكب همايون وارد دربند گرديد . چون احمد خان اوسمى را ، حين توجّه موكب همايون بجانب آوار ، از قموق با جمعى از غازيان مأمور بكوچانيدن خانوار و ملازم لكزيه قراقيطاق ساخته و روانه فرمودند ، امر همايون صادر شد كه غازيان مأمور نيز حركت كرده در دربند بموكب همايون ملحق شوند . در عرض راه در حوالى چراغ 1296 ، من اعمال داغستان ، بعرض خديو كشورستان رسيد كه در حينى كه غازيان از قراقيطاق ، كه بيشه و جنگل عظيم بود ، حركت مىكردند فوجى از لكزيه و قراقيطاق ، بتحريك اوسمى از ميان جنگل و كريوهء كوه شروع بشليك تفنگ كرده ، و غازيان ، كه در تنگناى جنگل خود جمع نمىتوانستند كرد ، بهم برآمده بعضى از اسباب و دوّاب ايشان بتصرّف لكزيه درآمده و جمعى بقتل رسيده‌اند .
هامش
( 1 ) - سورهء 42 ، آيهء 5 : « گروهى در بهشت و گروهى در آتش سوزان »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 369 | ميرزا مهدي خان استر آبادى